ساعت ۱۰ شب است. شیر تمام شده، نان ندارید و فردا صبح مهمان دارید. تا همین چند سال پیش، چنین موقعیتی به معنای خروج از خانه یا موکول کردن خرید به فردا بود. امروز اما کافی است تلفن همراه را بردارید؛ چند دقیقه بعد، یک پیک زنگ در را میزند.
همین تغییر ساده در رفتار خرید، صنعتی چند میلیارد دلاری را در سراسر جهان شکل داده است؛ صنعتی که با نام «تحویل سریع» یا Quick Commerce شناخته میشود و وعده اصلی آن، رساندن کالا در کمتر از یک ساعت است.
از فروش آنلاین تا تحویل در چند دقیقه
تجارت الکترونیک در دهه گذشته خرید را از خیابان به موبایل منتقل کرد. حالا تحویل سریع تلاش میکند فاصله میان «کلیک» و «دریافت کالا» را به حداقل برساند.
در این مدل، کالاها در انبارهای کوچک محلی یا همان دارکاستورها نگهداری میشوند؛ انبارهایی که در دل شهر قرار دارند و به پلتفرمها اجازه میدهند سفارش را ظرف چند دقیقه آماده و ارسال کنند.
برآوردها نشان میدهد ارزش بازار جهانی تحویل سریع در سال ۲۰۲۵ از ۱۸۵ میلیارد دلار عبور خواهد کرد. رشدی که عمدتاً با تغییر سبک زندگی شهرنشینان، گسترش خرید موبایلی و افزایش تقاضا برای خدمات فوری تقویت شده است.
تحویل سریع؛ بازاری که دیگر نمیتوان نادیده گرفت
اگرچه بازار ایران هنوز فاصله زیادی با بازیگران بزرگ جهانی دارد، اما نشانههای بلوغ آن بهوضوح دیده میشود.
امروز رقابت اصلی میان چند بازیگر جریان دارد. براساس گزارشهای منتشرشده، اسنپمارکت بیش از ۶۴ درصد بازار فروش اینترنتی کالاهای سوپرمارکتی را در اختیار دارد و اکالا نیز تا پایان سال ۱۴۰۳ به حدود ۲۳ میلیون کاربر رسیده است. این پلتفرم در یکی از روزهای پایانی سال گذشته رکورد بیش از ۲۱۲ هزار سفارش روزانه را ثبت کرد؛ عددی که چند سال پیش برای بازار خواربار آنلاین ایران دور از تصور بود.
تحویل سریع؛ جنگ بر سر زمان
در بازار تحویل سریع، کالای اصلی «زمان» است. کاربری که امروز سفارش خود را در ۳۰ دقیقه دریافت میکند، فردا حاضر نیست یک ساعت منتظر بماند. به همین دلیل رقابت میان پلتفرمها بیش از هر چیز بر سر کاهش زمان تحویل شکل گرفته است.
اکالا اعلام کرده حدود ۷۵ درصد سفارشهایش در کمتر از ۳۵ دقیقه به دست مشتری میرسد. اسنپ نیز با توسعه شبکه فروشگاهی و ترکیب مدل دارکاستور با سوپرمارکتهای محلی تلاش کرده همین مزیت را حفظ کند.
این رقابت البته هزینه دارد؛ هزینهای که در قالب ارسال رایگان، کدهای تخفیف و یارانههای سنگین به مشتری پرداخت میشود.
آیا تحویل سریع واقعاً سودآور است؟
پاسخ کوتاه این است: هنوز نه.
بخش بزرگی از بازیگران جهانی کیوکامرس همچنان درگیر مسئله سودآوری هستند. هزینه بالای لجستیک، نگهداری موجودی، بازاریابی و جذب مشتری باعث شده بسیاری از شرکتها با وجود رشد سریع فروش، حاشیه سود محدودی داشته باشند.
نمونه مشابه این وضعیت را میتوان در هند مشاهده کرد؛ جایی که رشد انفجاری بازار باعث شده خردهفروشان سنتی، پلتفرمهای تحویل سریع را به قیمتگذاری تهاجمی متهم کنند.
در ایران نیز بخش مهمی از رشد بازار با اتکا به سرمایهگذاری و ارائه تخفیفهای گسترده اتفاق افتاده است. بنابراین پرسش اصلی سالهای آینده این خواهد بود که کدام شرکت میتواند میان رشد سریع و سودآوری پایدار تعادل ایجاد کند.
فناوری؛ مزیت پنهان بازیگران بزرگ
آنچه مشتری میبیند تنها یک اپلیکیشن و یک پیک است؛ اما پشت هر سفارش، مجموعهای از الگوریتمها و سامانههای پیچیده فعالیت میکنند.
پلتفرمهای بزرگ جهانی با استفاده از هوش مصنوعی، تقاضای هر محله را پیشبینی میکنند، موجودی انبارها را تنظیم میکنند و بهترین مسیر را برای هر پیک انتخاب میکنند.
در ایران نیز اگرچه اطلاعات عملیاتی شرکتها محدود است، اما روند توسعه خدمات نشان میدهد سرمایهگذاری روی تحلیل داده، پیشبینی تقاضا و مدیریت هوشمند ناوگان به یکی از محورهای اصلی رقابت تبدیل شده است.
موج جدید ادغام و تمرکز
بازار تحویل سریع به مرحلهای رسیده که دیگر تنها میدان رقابت استارتاپها نیست؛ حالا غولهای فناوری و لجستیک نیز وارد بازی شدهاند.
گزارشهای اخیر از مذاکرات اوبر و دوردش برای خرید Delivery Hero نشان میدهد صنعت به سمت تمرکز بیشتر حرکت میکند. روندی که میتواند تعداد بازیگران را کاهش دهد اما در مقابل قدرت بازار شرکتهای بزرگ را افزایش دهد.
همین موضوع باعث شده نهادهای تنظیمگر در اروپا، آمریکا و هند با حساسیت بیشتری تحولات این صنعت را دنبال کنند.

رقابتی که برندهاش پیکموتوریها هستند
تغییر رفتار مشتری و جنگ بر سر «زودتر رساندن» تقاضای تازهای را در این بازار خصوصا در پایتخت رقم زده است.
کمبود ناوگان موتوری برای حجم عظیمی از درخواستها، شرکتها را به این وا داشته تا برای ایجاد جذابیت برای پیکموتوریها، تمام خلاقیتشان را به کار ببندند تا علاوه بر جذب، نگذارند رقیب، سفیرانشان را بقاپند.
شبکه غیررسمی ارتباطی بین پیکموتوریها مانند گروههای خصوصی در شبکههای اجتماعی هم پتانسیلهای زیادی برای تاثیرگذاری این لژیونرهای خط حمله دارد.
نبرد اصلی در لایهای پنهانتر و بر سر جذب و حفظ پیکها جریان دارد. افزایش طرحهای تشویقی، پاداشهای ساعتی، تسویهحساب سریعتر، وام خرید موتور، بیمه و حتی کمپینهای مناسبتی، بخشی از ابزارهایی است که پلتفرمها برای حفظ نیروهای فعال خود به کار گرفتهاند. برای بسیاری از پیکها، جابهجایی میان پلتفرمها به اندازه جابجایی یک بسته ساده شده است؛ تصمیمی که گاهی با چند اسکرینشات از میزان درآمد روزانه یا تجربه همکاران در گروههای تلگرامی و واتساپی گرفته میشود.
به همین دلیل، مدیران عملیات این کسبوکارها به خوبی میدانند که در بازار تحویل سریع، مزیت رقابتی فقط در تعداد سفارش یا تخفیفهای مشتریان خلاصه نمیشود؛ بلکه در توانایی حفظ ناوگانی نهفته است که هر روز بخشی از تجربه مشتری را رقم میزند. کمرنگ شدن اتفاقاتی نظیر اعتصاب که سالهای گذشته بیشتر اتفاق میافتاد، خود گواه بر این است که قواعد بازی به نفع پیکموتوریها عوض شده.
پنج سال آینده؛ چه اتفاقی خواهد افتاد؟
سناریوی محتمل این است که تحویل سریع به بخشی عادی از زندگی شهری تبدیل شود؛ همانگونه که تاکسی اینترنتی در کمتر از یک دهه به یک خدمت روزمره بدل شد.
در ایران نیز احتمالاً سهم خواربار آنلاین از کل بازار خردهفروشی افزایش خواهد یافت و مرز میان فروشگاه فیزیکی و آنلاین کمرنگتر میشود. فروشگاههایی که امروز تنها نقش نقطه فروش دارند، ممکن است فردا به مراکز محلی توزیع تبدیل شوند.
با این حال، موفقیت نهایی این صنعت به توانایی شرکتها در کنترل هزینهها، توسعه فناوری و دستیابی به سودآوری وابسته است.
یک نکته روشن است؛ نبرد بر سر «چند دقیقه» در سالهای آینده یکی از مهمترین رقابتهای اقتصاد دیجیتال خواهد بود.