در پنل تخصصی با عنوان هوش روان در لجستیک‌بورد سوم بررسی شد

زنجیره تامین سرد و امنیت غذایی

پنل سوم روز نخست لجستیک‌بورد سوم سراغ موضوعی رفت که ظاهرش فنی است، اما اثرش مستقیم روی کیفیت غذای مردم دیده می‌شود: هوشمندسازی زنجیره تأمین مواد غذایی.

این نشست با عنوان «هوش روان» در غرفه هلدینگ دکا، در نهمین نمایشگاه حمل‌ونقل، لجستیک و صنایع وابسته در مصلای تهران برگزار شد. عباس عین‌علی، سردبیر پلتفرم رسانه‌ای نقلِ حمل، میزبان آیه غفرانی، معاون ارشد عملیات شرکت کارپو؛ محمدعلی یزدانی، مدیر ارشد لجستیک گروه صنعتی میهن؛ و بهنام صلاحی‌نژاد، معاون لجستیک شرکت هراز بود.

بحث از یک پرسش ساده شروع شد: چرا هوشمندسازی در زنجیره تأمین مواد غذایی، به‌ویژه لبنیات، تا این اندازه مهم است؟ پاسخ مهمانان نشان داد مسئله فقط نصب GPS یا کنترل خودرو نیست. زنجیره سرد یعنی مجموعه‌ای از تصمیم‌های دقیق، رفتارهای عملیاتی، تجهیزات قابل اتکا، داده‌های درست و فرهنگ سازمانی. یکی از این حلقه‌ها که درست کار نکند، محصول سالم هم ممکن است در مسیر کارخانه تا قفسه فروشگاه کیفیت خود را از دست بدهد.

امنیت غذایی فقط مسئله مزرعه نیست

محمدعلی یزدانی بحث را با تغییر زاویه نگاه شروع کرد. تا چند سال پیش، وقتی از امنیت غذایی حرف می‌زدیم، بیشتر نگاه‌ها به کشاورزی و مزرعه می‌رفت. اما امروز، امنیت غذایی بدون داده، لجستیک، زنجیره سرد و مدیریت هوشمند زنجیره تأمین کامل نمی‌شود.

محمدعلی یزدانی مدیر ارشد لجستیک میهن

این نکته، ستون اصلی گفت‌وگو بود. محصول غذایی بعد از تولید، وارد مسیری می‌شود که گاهی از خود تولید پرریسک‌تر است. شیر، ماست، گوشت، سبزیجات، صیفی‌جات و بسیاری از کالاهای یخچالی فقط زمانی سالم و باکیفیت به مصرف‌کننده می‌رسند که دما، زمان، مسیر، انبار، ناوگان، رفتار راننده و شرایط تحویل در یک زنجیره قابل کنترل قرار بگیرند.

یزدانی از آمارهای نگران‌کننده ضایعات مواد غذایی گفت و تأکید کرد بخشی از این هدررفت در کارخانه یا مزرعه رخ نمی‌دهد؛ در حمل، انبارداری، توزیع و لست‌مایل اتفاق می‌افتد. محصول ممکن است با کیفیت خوب تولید شود، اما اگر در مسیر درست حمل و نگهداری نشود، پیش از رسیدن به مصرف‌کننده بخشی از عمر مفید و کیفیت خود را از دست می‌دهد.

شیر؛ محصولی حساس در مسیری پرخطا

در لبنیات، شیر پایه بسیاری از محصولات است. همین ویژگی، حمل و نگهداری آن را حساس‌تر می‌کند. شیر باید در زمان درست بارگیری شود، در دمای مناسب حرکت کند، شوک دمایی نبیند و در تمام مسیر قابل رصد باشد.

یزدانی توضیح داد که حتی تغییر کوچک در دمای حمل می‌تواند عمر محصول را کوتاه کند. آسیب هم همیشه فوری دیده نمی‌شود. گاهی چند روز بعد، در قفسه فروشگاه یا یخچال خانه، خودش را نشان می‌دهد؛ محصول زودتر ترش می‌شود، کیفیت افت می‌کند یا قبل از پایان تاریخ مصرف، دیگر مطلوبیت اولیه را ندارد.

او به رفتاری اشاره کرد که در ناوگان استیجاری می‌تواند برای محصولات لبنی پرخطر باشد: خاموش کردن سیستم سرمایشی پس از خروج از کارخانه و روشن کردن دوباره آن چند ساعت مانده به مقصد. این کار شاید از بیرون دیده نشود، اما شوک دمایی ایجاد می‌کند. بدون داده، چنین خطاهایی معمولاً دیر کشف می‌شوند؛ وقتی خسارت اتفاق افتاده است.

او در ادامه گفت که وقتی محصول غذایی در زنجیره سرد آسیب می‌بیند، چند گروه هم‌زمان هزینه می‌دهند. تولیدکننده با برگشتی، افت اعتبار برند و کاهش سود مواجه می‌شود. شبکه پخش زمان و منابع از دست می‌دهد. مصرف‌کننده محصولی می‌خرد که کیفیتش با انتظار او فاصله دارد. جامعه هم بخشی از منابع غذایی خود را هدر می‌دهد.

یزدانی تأکید کرد که رسانه‌ها، شرکت‌های تولیدی و بازیگران لجستیک باید این هزینه پنهان را قابل فهم کنند. تا وقتی مدیران، فروشگاه‌ها و حتی مصرف‌کنندگان ندانند ضعف زنجیره سرد چه خسارتی می‌سازد، هوشمندسازی برای بخشی از بازار همچنان شبیه هزینه اضافه دیده می‌شود؛ نه ابزار کاهش ضایعات و حفظ کیفیت.

لست‌مایل؛ نقطه شکننده لبنیات

بهنام صلاحی‌نژاد بحث را از جنس خود محصول باز کرد. محصولات لبنی فقط به دما حساس نیستند. تکان‌های مسیر، نحوه رانندگی، ضربه، توقف، سرعت و جابه‌جایی نامناسب هم می‌توانند کیفیت را تغییر دهند.

بهنام صلاحی‌نژاد

در محصولی مثل ماست، بافت اهمیت زیادی دارد. تکان بیش از حد در مسیر، شبکه پروتئینی محصول را خراب می‌کند و ماست آب می‌اندازد. بالا رفتن دما هم باکتری‌ها را دوباره فعال می‌کند و محصول زودتر ترش می‌شود. پس کنترل کیفیت در لبنیات فقط یعنی سرد نگه داشتن محصول نیست؛ باید مسیر را هم دید.

صلاحی‌نژاد گفت بسیاری از شرکت‌ها امروز GPS، سنسور دما و رطوبت یا سیستم‌های ردیابی دارند. اما مسئله اصلی بعد از نصب ابزار شروع می‌شود. داده باید خوانده شود. باید معنا پیدا کند. باید به تصمیم تبدیل شود. داده‌ای که وارد عملیات نشود، فقط یک گزارش تزئینی است.

او وضعیت صنعت پخش را در حال گذار توصیف کرد؛ نه کاملاً سنتی، نه کاملاً هوشمند. اگر شرکت‌ها می‌خواهند ضایعات را کم کنند، باید از داده برای هدف‌گذاری، کنترل عملکرد، شناخت نقطه خطا و اصلاح فرآیند استفاده کنند.

هوشمندسازی یعنی عارضه‌یابی، نه فقط ردیابی

آیه غفرانی از تجربه کارپو در مدیریت هوشمند ناوگان گفت. به گفته او، نگاه مدیران لجستیک به هوشمندسازی در چند سال گذشته تغییر کرده است؛ مخصوصاً در غذا و دارو، جایی که کنترل دما و رطوبت دیگر یک انتخاب تشریفاتی نیست.

آیه غفرانی مدیر ارشد عملیات کارپو

با این حال، مانع اصلی همچنان هزینه اولیه و فرآیند تصمیم‌گیری در شرکت‌های بزرگ است. مدیر عملیاتی معمولاً ارزش راهکار را می‌فهمد، اما وقتی پروژه به بودجه، تأییدهای چندلایه و تصمیم مدیران ارشد می‌رسد، کند می‌شود.

غفرانی معتقد است شرکت‌های سرویس‌دهنده باید با زبان بازگشت سرمایه حرف بزنند. مدیرعامل یا مدیر مالی فقط نمی‌خواهد بداند سیستم چه امکاناتی دارد. او می‌خواهد بداند این هزینه چه زمانی و از چه مسیری به سازمان برمی‌گردد. اگر هوشمندسازی بتواند کاهش ضایعات، کاهش هزینه ناوگان، کنترل بهتر تعمیرات، کاهش توقف و بهبود عملکرد را با عدد نشان دهد، تصمیم سخت‌تر نیست؛ روشن‌تر می‌شود.

او مرز میان ردیابی ساده و هوشمندسازی واقعی را هم مشخص کرد. اینکه سازمان بداند خودرو کجاست، فقط قدم اول است. سیستم هوشمند باید نشان دهد کدام راننده بیشتر خطا دارد، کدام خودرو هزینه بیشتری می‌سازد، کدام مسیر پرریسک‌تر است و کدام الگوی توقف یا حرکت کیفیت محصول را پایین می‌آورد.

فروشگاه؛ حلقه‌ای که هنوز کامل کنترل نمی‌شود

یکی از بخش‌های مهم بحث، نقطه‌ای بود که محصول از کنترل مستقیم تولیدکننده و شبکه پخش خارج می‌شود: فروشگاه.

در فروشگاه‌های زنجیره‌ای، نگهداری محصولات یخچالی معمولاً استانداردتر است. اما در بسیاری از فروشگاه‌های سنتی، محصولاتی که باید در دمای مشخص نگهداری شوند، گاهی در شرایط نامناسب قرار می‌گیرند. یعنی کارخانه و پخش ممکن است کار خود را درست انجام داده باشند، اما محصول در آخرین حلقه آسیب ببیند.

یزدانی با مثال تخم‌مرغ و محصولات لبنی توضیح داد که بخشی از مشکل به عادت بازار برمی‌گردد. بعضی کالاها در نگاه سنتی، یخچالی محسوب نمی‌شوند؛ در حالی که از نظر استاندارد نگهداری، باید در شرایط کنترل‌شده باشند.

غفرانی هم به یک ایراد اقتصادی اشاره کرد. وقتی فروشگاه بابت خرابی محصول هزینه‌ای نمی‌دهد و می‌تواند کالا را به تولیدکننده برگرداند، انگیزه کافی برای نگهداری درست شکل نمی‌گیرد. خطا در حلقه فروشگاه رخ می‌دهد، اما هزینه آن به تولیدکننده منتقل می‌شود.

این بخش از گفت‌وگو یک نکته مهم داشت: زنجیره سرد با تحویل به فروشگاه تمام نمی‌شود. اگر حلقه آخر درست کار نکند، زحمتی که در تولید، انبار، حمل و توزیع انجام شده، همان‌جا از بین می‌رود.

سه گلوگاه لجستیک سرد در ایران

یزدانی در پاسخ به پرسشی درباره مسائل اصلی لجستیک سرد در ایران، سه گلوگاه را نام برد: فرسودگی ناوگان، هزینه سوخت و هوشمندسازی.

فرسودگی ناوگان در حمل سرد فقط یک مشکل فنی نیست. خودروهای یخچال‌دار قدیمی‌تر بیشتر خراب می‌شوند، نگهداری‌شان هزینه‌برتر است و کنترل پایدار دما در آن‌ها سخت‌تر می‌شود. وقتی نوسازی ناوگان برای بسیاری از شرکت‌ها دشوار است، نگهداری هوشمند و تعمیرات پیشگیرانه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

هزینه سوخت هم روی اقتصاد حمل اثر مستقیم دارد. مصرف سوخت، سهمیه‌بندی، رفتار راننده و خاموش یا روشن بودن سیستم سرمایشی، همگی می‌توانند هم هزینه را تغییر دهند و هم کیفیت محصول را.

گلوگاه سوم، خود هوشمندسازی است. یزدانی تأکید کرد که هوشمندسازی اگر درست فهمیده شود، کالای لوکس نیست. تحلیل داده، تعمیرات پیشگیرانه و پایش عملکرد ناوگان می‌توانند هزینه‌های سازمان را کم کنند. مشکل از جایی شروع می‌شود که شرکت فقط داده جمع می‌کند و هیچ تصمیمی بر اساس آن نمی‌گیرد.

داده خام کافی نیست

یکی از خطوط مشترک بحث همین بود: داده به‌تنهایی ارزش نمی‌سازد.

ممکن است سازمان GPS داشته باشد، سنسور نصب کند، داشبورد بسازد و گزارش بگیرد. اما اگر کسی نداند با این اطلاعات چه کند، هوشمندسازی فقط در ظاهر اتفاق افتاده است.

صلاحی‌نژاد این موضوع را از زاویه واحدهای لجستیک توضیح داد. در بسیاری از شرکت‌ها، لجستیک هنوز با نگاه کلاسیک جلو می‌رود. واحدها بیشتر درگیر حل مسئله‌های روزمره‌اند و کمتر برای شش ماه یا یک سال بعد برنامه دارند.

او گفت مدیر لجستیک باید خودش وارد مسیر هوشمندسازی شود. باید بداند چه گزارشی لازم دارد، کدام شاخص واقعاً به تصمیم کمک می‌کند، چه داده‌ای اضافه است و کدام داده می‌تواند رفتار ناوگان یا کیفیت تحویل را تغییر دهد.

هوشمندسازی زمانی اثر دارد که سازمان هدف داشته باشد. شاخص داشته باشد. بداند از سیستم چه می‌خواهد. بدون این‌ها، ابزار هوشمند هم به هزینه‌ای بی‌استفاده تبدیل می‌شود.

شکاف میان مدیر لجستیک و تصمیم‌گیر سازمان

غفرانی به چالشی اشاره کرد که در بسیاری از پروژه‌های هوشمندسازی دیده می‌شود. مدیر لجستیک معمولاً مسئله را لمس کرده و می‌داند راهکار هوشمند چه کمکی به عملیات می‌کند، اما تصمیم نهایی دست مدیرعامل، مدیر مالی یا مدیر فناوری اطلاعات است.

اینجا زبان گفت‌وگو عوض می‌شود. مدیر لجستیک از مسئله عملیاتی حرف می‌زند، اما مدیرعامل عدد می‌خواهد. مدیر مالی بازگشت سرمایه می‌خواهد. مدیر فناوری اطلاعات به سازگاری سیستم‌ها فکر می‌کند.

پس مدیر لجستیک و شرکت سرویس‌دهنده باید مسئله را به زبان تصمیم‌گیر ترجمه کنند. اگر مدیرعامل فقط بشنود «این سیستم ردیابی دارد»، ممکن است آن را با GPS ساده مقایسه کند. اما اگر ببیند سیستم می‌تواند هزینه، ضایعات، توقف، تعمیرات و عملکرد راننده را تحلیل کند، نگاهش تغییر می‌کند.

غفرانی گفت پذیرش فرهنگی هوشمندسازی تا حدی شکل گرفته، اما پذیرش تغییر هنوز سخت است. تیم‌های عملیاتی ممکن است با سیستم جدید راحت نباشند. بعضی سازمان‌ها از نرم‌افزارهای قبلی تجربه ناموفق دارند. برخی مدیران هم نگران‌اند که هزینه کنند و نتیجه نگیرند. مدیریت تغییر، کمتر از خود فناوری اهمیت ندارد.

چرا پذیرش تغییر به اقدام نمی‌رسد؟

در بخش پایانی، بحث به پرسشی مهم رسید: اگر خیلی‌ها پذیرفته‌اند که فضا تغییر کرده، چرا اقدام جدی هنوز کند است؟

یزدانی بخشی از پاسخ را در تجربه‌های ناموفق بازار نرم‌افزار دانست. بعضی شرکت‌ها در گذشته با نرم‌افزارهایی روبه‌رو شده‌اند که بیشتر هزینه ساخته‌اند تا راه‌حل. همین تجربه باعث می‌شود مدیران با احتیاط جلو بروند و بپرسند: اگر پیاده کردیم و نتیجه نداد چه؟

او گفت همکاری موفق زمانی شکل می‌گیرد که منفعت دو طرف دیده شود؛ هم شرکت ارائه‌دهنده راهکار و هم شرکت تولیدی. اگر پروژه فقط فروش نرم‌افزار باشد، اعتماد ساخته نمی‌شود. اما وقتی راهکار واقعاً مسئله عملیاتی را حل کند، سازمان هم آن را می‌پذیرد.

صلاحی‌نژاد از جایگاه واحد لجستیک گفت. به باور او، لجستیک در برخی سازمان‌ها هنوز وزن تصمیم‌ساز واقعی خود را پیدا نکرده است. در حالی که این واحد می‌تواند به فروش، کیفیت محصول، تجربه مشتری و هزینه تمام‌شده کمک کند. اگر سازمان لجستیک را فقط مرکز هزینه ببیند، سرمایه‌گذاری روی هوشمندسازی عقب می‌افتد. اگر آن را بخشی از ارزش‌آفرینی بداند، مسیر تغییر کوتاه‌تر می‌شود.

اختلال اینترنت و واقعیت کار فناورانه در ایران

در پایان پنل، صلاحی‌نژاد به دغدغه‌ای واقعی اشاره کرد: اختلال اینترنت و اثر آن بر سیستم‌های هوشمند. پرسش روشن بود؛ اگر GPS مختل شود یا اینترنت از دسترس خارج شود، سیستم هوشمند چقدر قابل اتکاست؟

غفرانی این چالش را واقعی دانست. نمی‌شود آن را نادیده گرفت. اما از نظر او، اختلال‌های زیرساختی دلیل کنار گذاشتن هوشمندسازی نیست. سیستم‌ها می‌توانند با روش‌هایی مثل تحلیل الگو، مپ‌مچینگ و بازسازی مسیر، بخشی از داده‌های ازدست‌رفته را جبران کنند.

جمع‌بندی او صریح بود: حتی سیستم ناقص، از بی‌داده بودن بهتر است. هزینه نداشتن کنترل، در بسیاری از موارد از هزینه اختلال‌های مقطعی بیشتر است.

پنل تخصصی زنجیره تامین سرد و امنیت غذایی با حضور مدیران ارشد لجستیک

پنل «هوش روان» یک پیام روشن داشت: هوشمندسازی زنجیره سرد دیگر موضوعی تزئینی برای ارائه‌های مدیریتی نیست. در صنعت غذا، به‌ویژه لبنیات، این موضوع با امنیت غذایی، سلامت مصرف‌کننده، کاهش ضایعات، کیفیت محصول، هزینه تمام‌شده و اعتبار برند در ارتباط مستقیم است.

زنجیره سرد از کارخانه تا قفسه فروشگاه، زنجیره‌ای شکننده است. دمای نامناسب، خاموش شدن سیستم سرمایشی خودرو، تکان‌های مسیر، توقف‌های طولانی، فرسودگی ناوگان، ضعف نگهداری در فروشگاه و استفاده نکردن از داده، هرکدام می‌توانند کیفیت محصول را پایین بیاورند.

اما هوشمندسازی فقط خرید نرم‌افزار نیست. مدیر لجستیک باید مسئله را بشناسد، داده را بفهمد، شاخص بسازد، بازگشت سرمایه را نشان دهد و مدیران تصمیم‌گیر را همراه کند. شرکت‌های سرویس‌دهنده هم باید به جای فروش ابزار، مسئله واقعی صنعت را حل کنند.

آینده لجستیک مواد غذایی در ایران به همین تغییر وابسته است: داده خام باید به بینش مدیریتی تبدیل شود و هوشمندسازی از شعار فناورانه به کار روزمره زنجیره سرد راه پیدا کند.

تازه ترین های

با هدف توسعه خدمات لجستیک درون‌شهری

قیمت دستوری بلای جان کسب‌وکارهای لجستیک

مهناز علمایی، مدیرعامل شرکت اسپید و یکی از زنان کارآفرین این صنعت در حاشیه رویداد نوآوران لجستیک ایران، با نقل حمل گفت‌وگو کرد. اسپید یک شرکت کوریر سرویس ...