هوش مصنوعی این روزها به پرتکرارترین واژه در ادبیات فناوری و کسبوکار تبدیل شده است؛ اما نکته قابل تامل این است که بسیاری از کسبوکارها از جمله فعالان صنعت لجستیک اتوماسیون را همان هوشمندسازی میدانند.
پنل تخصصی «سراب یا واقعیت» در سومین روز نمایشگاه لجستیک برد با حضور محسن ادبیفرد مدیر ارشد فناوری اطلاعات دکاپست و مازیار مقصودی، مدیرعامل چابک تلاش کردند تصویری واقعبینانه از وضعیت فناوری در صنعت لجستیک ارائه دهند. به گفته این دو کارشناس هوش مصنوعی زمانی معنا پیدا میکند که زیرساختهای آن فراهم شده باشد.
هوشمندسازی باید در معماری سازمان باشد
ادبیفرد معتقد است یکی از بزرگترین سوءبرداشتهای رایج، یکسان دانستن «اتوماسیون» با «هوشمندسازی» است. به گفته او، بسیاری از سامانههایی که امروز با عنوان «هوشمند» معرفی میشوند، در عمل تنها مجموعهای از قوانین از پیش تعریفشده را اجرا میکنند و فاقد مهمترین ویژگیهای هوش مصنوعی، یعنی یادگیری، استدلال، تصمیمسازی و انطباق با شرایط محیطی هستند.
او تأکید کرد هوش مصنوعی نباید بهعنوان یک پروژه مستقل فناوری اطلاعات دیده شود، بلکه باید از سطح استراتژی سازمان آغاز شود؛ جایی که معماری سازمانی، فرآیندهای کسبوکار و کیفیت دادهها، مسیر حرکت به سمت هوشمندسازی را تعیین میکنند.
از نگاه او، دادههای جزیرهای و فرآیندهای ناهماهنگ نهتنها کمکی به هوشمندسازی نمیکنند، بلکه استفاده از هوش مصنوعی بر چنین بستری میتواند تصمیمهای اشتباه را با سرعت بیشتری تولید کند. او در توصیفی قابل تأمل گفت: «هوش مصنوعی مانند ذرهبین است؛ فرآیند خوب را بهتر و فرآیند بد را بدتر میکند.»
فناوری باید «مسئلهمحور» باشد نه «ترندمحور»
در ادامه مازیار مقصودی نیز عنوان کرد که هر فناوری باید «مسئلهمحور» باشد، نه «ترندمحور». به اعتقاد او، بسیاری از پروژههایی که با عنوان هوش مصنوعی اجرا میشوند، بیش از آنکه مشکلی را حل کنند، به ویترینی برای نمایش فناوری تبدیل شدهاند.
او سه معیار شفاف برای استفاده از هر فناوری برشمرد؛ افزایش شفافیت، بهبود تصمیمگیری و کاهش هزینه. اگر یک فناوری نتواند حداقل یکی از این سه هدف را محقق کند، ضرورتی برای استفاده از آن وجود ندارد؛ حتی اگر نام آن هوش مصنوعی باشد.

مقصودی با اشاره به تجربه توسعه نرمافزارهای لجستیکی در خارج از کشور، توضیح داد که بلوغ دیجیتال، حاصل حل تدریجی مسائل واقعی کسبوکار است. از رهگیری ساده خودروها در زنجیره حملونقل گرفته تا توسعه APIها، ارتباط با فروشگاههای اینترنتی و سامانههای مدیریت ناوگان، همگی در پاسخ به یک نیاز واقعی شکل گرفتهاند، نه صرفاً برای همگام شدن با موجهای فناوری.
هوشمندسازی ضابطهمند، انتخاب عاقلانه کسبوکارها است
پنل سراب یا واقعیت با موضوع نقش تصمیمگیری مدیران در تصمیمگیریهای فناورانه ادامه یافت. هر دو سخنران هشدار دادند که استفاده بیضابطه از واژه «هوشمند» میتواند مدیران را به سمت سرمایهگذاریهایی سوق دهد که خروجی آن صرفاً یک ویترین تبلیغاتی است. به باور آنان، شناخت دقیق مدیران از مفهوم هوش مصنوعی و تفاوت آن با مکانیزاسیون، پیششرط تصمیمهای درست در این حوزه است.
در ادامه نیز ادبیفرد تأکید کرد که فناوری اطلاعات بهتنهایی مسئول عقبماندگی در مسیر هوشمندسازی نیست. به گفته او، تا زمانی که فرآیندهای سازمانی اصلاح نشوند و دادههای دقیق و یکپارچه تولید نشود، حتی بهترین تیمهای نرمافزاری نیز قادر به پیادهسازی هوش مصنوعی واقعی نخواهند بود.
در مقابل، مقصودی نیز بر اهمیت شناخت عمیق تیمهای توسعه نرمافزار از فضای عملیاتی تأکید کرد. او معتقد است برنامهنویسان باید از نزدیک با محیط واقعی عملیات لجستیک، از انبار تا ناوگان حملونقل، آشنا شوند تا بتوانند راهکارهایی طراحی کنند که واقعاً مشکلات کاربران را حل کند.
در نتیجه میتوان گفت صنعت لجستیک ایران، برخلاف برخی ادعاها، هنوز در ابتدای مسیر هوشمندسازی قرار دارد. در بسیاری از بخشها، اتوماسیون و مکانیزاسیون پیشرفت قابل قبولی داشتهاند، اما تبدیل این زیرساختها به سامانههای هوشمند، مستلزم بلوغ فرآیندها، استانداردسازی دادهها، آموزش مدیران و شکلگیری معماری یکپارچه اطلاعات است.