در شرایط بحران هر توقف در لجستیک میتواند به توقف زندگی روزمره تبدیل شود. لجستیک در شرایط جنگ درواقع هنر تداوم در میانه اختلالها است.
تحولات ماههای اخیر بار دیگر نشان داد که در جهان امروز، بحران دیگر یک اتفاق استثنایی نیست بلکه گویی به بخشی از واقعیت دائمی اقتصاد و تجارت جهانی تبدیل شده است. جنگها، تنشهای ژئوپلیتیک، اختلال در مسیرهای حمل و نقل، نااطمینانیهای مالی و تغییرات سریع عرصه سیاست، نقشه سنتی زنجیرههای تأمین و انتقال را دگرگون کرده است. از این رو باید این حقیقت را پذیرفت که تابآوری و پایداری، مزیت رقابتی تازه کسب و کارها در دوران بیثباتی است. به عبارت دیگر در جهان بحرانزده، مزیت رقابتی آینده در تابآورترین شبکههای لجستیکی تعریف میشود.
همه میدانیم که امنیت اقتصادی از لجستیک آغاز میشود، از جادهها، انبارها و شبکههای توزیع؛ در روزهای بحران، زنجیره تأمین از جا به جایی صِرف به مسیر انتقال امید برای جریان زندگی روزمره مردم تغییر وضعیت میدهد. در چنین شرایطی مفاهیم لجستیکی نیز دستخوش تغییر میشوند. مأموریت و هویت اصلی لجستیک پررنگتر شده و اهمیت این نکته بیشتر مشخص میشود که این صنعت صرفاً جا به جایی کالا از یک نقطه به نقطه دیگر نیست. بلکه زیرساخت حیاتی تداوم اقتصاد، آرامش بازار و توازن عرضه و تقاضا است که میتواند استمرار یا توقف کسب و کارها یا حتی تغییر در یک سیاستگذاری را رقم بزند.
از این رو امروز شرکتها و کسب و کارهای لجستیکی بیش از هر زمان دیگری باید به دنبال زنجیرههای تابآور باشند؛ شبکههایی که در شرایط بحران از پاندمیهایی نظیر کرونا گرفته تا جنگ که شدیدترین نوع بحران را به زنجیره تأمین تحمیل میکند، بتواند نظم و سرعت جریان توزیع و انتقال را در خدمت نیازهای اساسی مردم حفظ کرده و استمرار بخشد.
آنچه جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر به ما ثابت کرد، این است که نه تنها در ایران بلکه در جهان امروز که ناپایداریها و تنشهای سیاسی-اقتصادی هم انگار از مدلهای جدیدی پیروی میکند، لجستیک ناگزیر است چالشهای عملیاتی خود را با پایداری، تحلیل ریسک، ایجاد بازوهای تخصصی و سناریوسازی جبران کند. در جنگ اخیر شاهد بودیم که جهان از مدل کمهزینهترین مسیر به سوی مطمئنترین و پایدارترین مسیرها حرکت کرده است و چارهای جز این ندارد که گاه صرفه اقتصادی را کنار بگذارد و فقط به فکر پایداری و بقا باشد. مسأله تنگه هرمز شاید بارزترین مثال عملی برای تبیین این موضوع است؛ جایی که همه معادلات لجستیکی تغییر کرد و اثر پروانهای آن تا اروپا و آمریکا رفت، در هزینه سوخت روزانهی مردمِ آن سوی جهان تأثیر گذاشت، موازنهی جنگ را تغییر داد و اثر لجستیک را مشهود و مبرهن ساخت.

این وضعیت البته فرصتهای تازهای پیش رویِ بازیگران لجستیک گذاشت اما کسب و کارهای ما تا چه اندازه برای سناریوهای جدید لجستیکی آماده بودند؟ شکی نیست که خدمات و راهکارهای سنتی حمل و نقل و لجستیک دیگر توان مقابله با شرایطی نظیر آنچه در ۴۰ روز جنگ از سر گذراندیم را ندارد. در شرایط مشابه هم مدیریت ریسک زنجیره تأمین، پیشبینی و طراحی مسیرهای جایگزین، تکیه بر سناریوهای جدید لجستیکی، لجستیک بحران، انبارداری راهبردی، پایش هوشمند مسیرها و استفاده از راهکارهای انعطافپذیر باهدف تداوم عملیات برای مشتریان، بخش مهمی از بحران را برای ما مدیریت خواهد کرد.
در شرایط بیثباتی، اختلال و جنگ، کسب و کاری موفق است که نه در متنها و نوشتهها بلکه در عمل، پایداری خود در تداوم خدمت را حفظ کرده و قدرت تصمیمگیری سریع، شبکه همکاری و توان مدیریت بحران خود را به کار گیرد.
حالا دیگر بر بازیگران لجستیکی ثابت شده است که بخش مهمی از آینده این صنعت، آینده تابآورانه است. انعطافپذیری در کسب و کار در شرایطی که هر روز و هر ساعت، اخبار و مواضع دولتها، موازنه و تعادل کسب و کارها را به هم میزند، یک شرط اصلی برای بقا است. در این شرایط ناپایدار کسب و کارها هم باید انعطافپذیری خود را به حداکثر برسانند، وقتی بحران در کنار ما و در دل تیمهای ما است و دیگر یک خبر یا یک اتفاق در مسافتی دور از ما نیست، باید شبکههایی بسازیم که در سختترین شرایط هم بتوانند جریان اقتصادی خود را حفظ کنند. حقیقت این است که تابآوری ملی بدون تابآوری لجستیکی ممکن نیست. بنابراین تابآوری لجستیک در این شرایط، فراتر از یک وظیفه سازمانی و کسب و کاری و اقدامی در راستای حفظ پایداری کشور و حتی برقراری اعتماد عمومی و آرامش اجتماعی است.
سادهلوحانه است اگر باور کنیم در بحرانی نظیر جنگ، تنها میتوان با استفاده از زیرساختهای فیزیکی و روشهای معمول، توان کسب و کاری، استمرار و تداوم شبکههای حیاتی را حفظ کرد.
صنعت لجستیک تلاش کرد در نقشه فرصتهای جدید لجستیکی، گرههای ارتباطی برای پایداری لجستیک را ایجاد یا محکم کند. لجستیک امروز به عنوان یکی از حیاتیترین زیرساختهای کشور، دیگر تنها نمیتواند به مزیتهایی چون موقعیت کریدورهای ترانزیتی یا بازارهای سنتی و منطقهای اکتفا کند، در این مسیر ایفای نقش جدید در معماری صنعت لجستیک جهان، تعیینکننده خواهد بود.
هومن پشنگیان
فعال صنعت لجستیک