شاید بتوان گفت سال ۱۴۰۴ یکی از عجیبترین سالها از زمان شکلگیری اکوسیستم نوآوری بود؛ سالی پر از اتفاقهای ناگوار و تلخ برای مردم و کسبوکارها. بااینحال، مردم و کسبوکارها بار دیگر نشان دادند که حتی مصائب سال سیاهی مانند سال گذشته هم نمیتواند زندگی را متوقف کند.
تبعات و آسیبها بیشمارند و زخمهای بسیاری بیمرهم رها شدهاند؛ اما هنوز از گوشه و کنار این جزیره درد میتوان دلخوشیهای کوچکی پیدا کرد. گزارش سال ۱۴۰۴ دیجیکالا تصویری دقیق از این سال میدهد؛ گزارشی که فراتر از یک گزارش کسبوکاری، از منظر اجتماعی هم قابل بررسی است و شاید جامعهشناسان باید برای خواندن آن آستین بالا بزنند.
گزارش دیجیکالا تصویری بزرگ از آنچه بر سر سفره ایرانیان آمده نشان میدهد؛ تصویری که شیرینیاش نشانههای شور زندگی و تلخیاش سبکتر شدن سبدهاست. رسانههای حرفهای حوزه نوآوری کشور، بخشهای مختلف این گزارش را بررسی کردهاند. تمرکز این گزارش اما بر آمارهای لجستیکی است.
نکته برجسته گزارش، تفکیک عملکرد زیرمجموعههای دیجیکالاست: دیجیاکسپرس، گنجه، میاره، آپتایم و دیجیفای. هرکدام بخشی از زنجیرهای را پوشش میدهند که بازارگاه، فروشنده، مرکز پردازش، حمل شهری و تحویل نهایی را به هم متصل میکند. کنار هم گذاشتن این دادهها، تصویری روشنتر از آنچه در بزرگترین بازارگاه تجارت الکترونیک کشور جریان دارد، پیش روی ما میگذارد.
سفره کوچکتر شد، سفارشها ادامه پیدا کردند
دیجیکالا در سال ۱۴۰۴ روزانه ۵٫۶ میلیون بازدیدکننده و ۴٫۴ میلیون جستوجو داشته است. ۱۵٫۳ میلیون کالا در این پلتفرم عرضه شده و ۴۲۶ هزار و ۸۶۵ فروشنده فعال در آن حضور داشتهاند.
این بازارگاه در ۲۷۴۰ شهر و روستا مشتری داشته و فروشندگان آن در ۱۶۱۵ شهر و روستا فعالیت کردهاند. ظرفیت روزانه پردازش نیز بیش از یک میلیون کالا اعلام شده است.

اما پشت این اعداد، تصویری اجتماعیتر قرار دارد. میانگین قیمت کالاهای غیرسوپرمارکتی ۷۲ درصد و میانگین قیمت کالاهای سوپرمارکتی ۵۵ درصد افزایش یافته است. میانگین قیمت کل کالاهای فروختهشده نیز ۷۴ درصد بیشتر شده، درحالیکه ارزش کالاهای فروختهشده ۹۱٫۵ درصد رشد کرده است.
رشد ارزش ریالی فروش، بدون توجه به تورم، تصویر کاملی از رشد واقعی بازارگاه ارائه نمیدهد. مردم بیشتر هزینه کردهاند، اما الزاماً کالاهای بیشتری نخریدهاند.
نشانه این تغییر را میتوان در جستوجوهای کاربران دید. جستوجوی «ارزان» ۴۴ درصد، «دست دوم» ۵۱ درصد و «تخفیف» ۳۱ درصد رشد کرده است. این تغییر، فراتتر از یک رفتار کاربری؛، نشانهای از تغییر اولویت خانوارها و افزایش حساسیت نسبت به قیمت است.
در چنین شرایطی، لجستیک نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. کالایی که گرانتر شده، ممکن است کمتر خریداری شود؛ اما همچنان باید در شبکه موجود باشد، پردازش شود و به مشتری برسد. همزمان، افزایش خرید اقلام ضروری میتواند ترکیب بار، وزن مرسوله و نیاز به سرعت تحویل را تغییر دهد.
بازارگاه بزرگتر شد؛ شبکه تحویل هم باید بزرگتر میشد
افزایش تعداد فروشندگان و پراکندگی آنها، شبکه تأمین دیجیکالا را پیچیدهتر کرده است. کالا دیگر از محوریت چند مرکز بزرگ به مشتری ارسال خارج شده و بخش بزرگی از سفارشها، از فروشندگان محلی و کسبوکارهایی میآیند که در شهرهای مختلف کشور مستقرند.
در سال ۱۴۰۴، ۱۸ هزار و ۲۳۱ فروشنده بومیمحلی در دیجیکالا فعالیت داشتهاند. فروش این گروه از فروشندگان از نظر ریالی ۱۲۰ درصد و از نظر تعدادی ۱۸ درصد رشد کرده است.

فاصله میان رشد ریالی و رشد تعدادی، بار دیگر اثر تورم را نشان میدهد؛ اما از منظر لجستیک، حضور فروشندگان محلی پیام دیگری هم دارد: بخشی از تأمین کالا به نقاط نزدیکتر به مشتری منتقل شده است.

این پراکندگی میتواند مسافت تأمین را کاهش دهد، اما در مقابل، کنترل استاندارد بستهبندی، زمان آمادهسازی، کیفیت اطلاعات موجودی و هماهنگی جمعآوری کالا را دشوارتر میکند. بازارگاه برای رشد پایدار، به فروشندهای نیاز دارد که بتواند سفارش را در زمان و استاندارد مشخص وارد شبکه تحویل کند. باید دید دیجیکالا در گزارش سالهای بعد به این بخش هم توجه میکند یا نه؟
دیجیاکسپرس؛ مسافت کمتر، تحویل بیشتر
دیجیاکسپرس در سال ۱۴۰۴، ۶۶٫۵ میلیون کیلومتر پیمایش داشته است. این رقم در سال ۱۴۰۳، ۵۴٫۶ میلیون کیلومتر بود؛ یعنی مجموع مسافت طیشده ۲۱ درصد افزایش یافته است.
در همین دوره، میانگین مسافت طیشده برای تحویل هر بسته ۷ درصد کاهش یافته و به ۱٫۸۶ کیلومتر رسیده است.
این دو عدد در کنار هم، مهمترین پیام لجستیکی گزارش دیجیکالا هستند.
شبکه مسافت بیشتری پیموده، اما برای هر بسته مسیر کوتاهتری طی کرده است. چنین تغییری میتواند از افزایش تراکم سفارش، بهبود مکانیابی مراکز، استفاده بهتر از ظرفیت ناوگان و کاهش مسیرهای خالی ناشی شده باشد.
دیجیکالا این نتیجه را کاهش هزینه و کاهش اثر زیستمحیطی میداند؛ اما برای قضاوت دقیقتر باید هزینه واقعی هر بسته، میزان مصرف سوخت، تعداد توقفها و نرخ استفاده از ظرفیت ناوگان نیز منتشر شود.
در روزهای عادی، ۹۵٫۶۱ درصد سفارشها بهموقع تحویل داده شدهاند. میانگین زمان پردازش و ارسال سفارش نیز ۴٫۷ روز اعلام شده است. این نرخ در کل سال به ۹۳٫۲۷ درصد رسیده؛ افتی که گزارش آن را ناشی از دو دوره جنگ و ناآرامی میداند.
امتیاز مشتریان به تحویل سفارشها ۴٫۲۲ از ۵ بوده است؛ تنها ۱٫۴ درصد کمتر از سال قبل. این کاهش، در سالی با جنگ، اختلال ارتباطات و فشار اقتصادی، اگرچه کوچک به نظر میرسد، اما نشان میدهد سطح خدمت شبکه کاملاً بدون آسیب باقی نمانده است.
مسیر بیشتر، بسته بیشتر
با تقسیم ۶۶٫۵ میلیون کیلومتر پیمایش بر میانگین ۱٫۸۶ کیلومتر برای هر بسته، میتوان حجم عملیات را حدود ۳۵٫۷ میلیون بسته برآورد کرد.
این عدد رسمی نیست و باید با احتیاط خوانده شود؛ زیرا تعریف دقیق «مسافت طیشده برای هر بسته» و «مجموع کل پیمایش» در گزارش توضیح داده نشده است. بااینحال، رابطه میان افزایش پیمایش، کاهش مسافت واحد و رشد احتمالی تعداد بستهها نشان میدهد عملیات دیجیاکسپرس در سال ۱۴۰۴ بزرگتر شده، اما مسیریابی نتوانسته است متناسب با رشد حجم، مسافت را افزایش دهد.
این همان جایی است که باید میان رشد عملیات و رشد هزینه تفاوت گذاشت.
پیمایش کمتر بهازای هر بسته میتواند بهرهوری را بیشتر کند، اما مجموع پیمایش، تعداد نیروی عملیاتی و هزینه نگهداری شبکه همچنان افزایش یافتهاند.
بلکفرایدی و چالشهای انبار و ناوگان در برابر موج تقاضا
در دو روز نخست کمپین بلکفرایدی ۱۴۰۴، ۳٫۳ میلیون سفارش ثبت شد و ۱۵٫۵ میلیون کالا به فروش رسید. تعداد سفارشها ۱۲۰ درصد و تعداد کالاهای فروختهشده ۱۱۸ درصد نسبت به سال قبل افزایش داشت.
بهطور میانگین، در هر سفارش ۴٫۷ کالا قرار داشته است. بنابراین فشار کمپین فقط از تعداد سفارشها ناشی نمیشده؛ هر سفارش نیز چندقلمیتر بوده است.
برای مراکز پردازش، چنین شرایطی یعنی کالاهای بیشتری باید در مدت کوتاهتری دریافت، تفکیک، بستهبندی و به شبکه تحویل منتقل شوند. برای ناوگان نیز علاوه بر افزایش تعداد بستهها متغیرهایی مانند وزن، حجم و تنوع سفارشها نیز باید مدیریت شود.
بلکفرایدی زمانی برای شبکه لجستیکی موفق محسوب میشود که افزایش فروش به افزایش شدید تأخیر، لغو سفارش و تحویل ناموفق منجر نشود. گزارش دیجیکالا حجم فروش را بهخوبی نشان میدهد، اما برای ارزیابی عملکرد لجستیکی کمپین باید نرخ تحویل بهموقع و تعداد سفارشهای باقیمانده در صف نیز منتشر شود.
جنگ؛ سفارش کمتر، سبد بزرگتر
از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، تعداد سفارشهای دیجیکالا تقریباً نصف شد و نرخ لغو افزایش یافت. بااینحال، اندازه سبد خرید کاهش پیدا نکرد.
میانگین تعداد کالا در هر سبد پیش از جنگ ۳٫۶۹ کالا بود. این عدد در روزهای جنگ به ۳٫۸۴ کالا رسید و پس از آتشبس به ۳٫۸۸ کالا افزایش یافت.
مردم کمتر سفارش دادند، اما هنگامی که سفارش ثبت کردند، کالاهای بیشتری را در یک سبد قرار دادند. این رفتار میتواند به معنای کاهش دفعات خرید و افزایش خرید تجمیعی باشد؛ رفتاری که بر برنامهریزی ظرفیت، تعداد توقفها و اندازه مرسوله اثر میگذارد.

در سطح دستهبندی، کالاهای بادوام و سنگین عقب نشستند و سهم دارو، مکمل، زیبایی و سلامت، پوشاک و کالاهای مرتبط با برق اضطراری افزایش یافت.
این تغییر برای شبکه لجستیک مهم است. کالاهای ضروری و سلامتمحور معمولاً به تحویل سریعتر و دقیقتر نیاز دارند. در مقابل، کالاهای بادوام میتوانند با زمان تحویل منعطفتری جابهجا شوند. در بحران، شبکهای موفقتر است که بتواند سطح خدمت را بر اساس اهمیت کالا و وضعیت تقاضا تنظیم کند.
اینترنت قطع شد؛ شبکه چطور ادامه داد؟
جنگ کل عملیات تحویل را هم با اختلال مواجه کرد. اینترنت قطع شد و جیپیاس از دسترس خارج شد، اما رانندگان دیجیاکسپرس با نسخه آفلاین اپلیکیشن به فعالیت ادامه دادند.
این تجربه نشان میدهد تداوم عملیات به زیرساخت فیزیکی محدود نیست. اپلیکیشن راننده، داده آدرس، مسیریابی، ارتباط با مرکز کنترل و امکان ثبت وضعیت تحویل، همگی بخشی از شبکه لجستیکی هستند.
بااینحال، ادامه کار در حالت آفلاین به معنای حفظ کامل کیفیت خدمت نیست و قطعا با حواشی بسیار همراه است. کاهش نرخ تحویل بهموقع در کل سال نشان میدهد اختلالها اثر عملیاتی خود را گذاشتهاند.
برای سنجش واقعی عملکرد در این دوره، باید نرخ تحویل بهموقع در خود روزهای جنگ، میزان لغو، تحویل ناموفق، خطای آدرسیابی و زمان بازگشت شبکه به وضعیت عادی منتشر شود.
گنجه؛ مشتری دیگر پشت در منتظر نمیماند
گنجه در سال ۱۴۰۴، یک میلیون و ۱۶۷ هزار و ۱۱۲ کاربر داشته و از ابتدای فعالیت خود ۵ میلیون و ۴۸۰ هزار و ۵۴۸ بسته را تحویل داده است.
تعداد کاربران گنجه نسبت به سال قبل ۶۰ درصد رشد کرده است. یک بسته از شبکه گنجه و گنجداران، هر پنج ثانیه تحویل میشود و رضایت کاربران از دریافت بسته به ۹۰٫۵ درصد رسیده است.
گنجه، منطق آخرینمایل را تغییر میدهد. در تحویل درب منزل، راننده باید برای هر سفارش به یک مقصد مشخص برسد. در گنجه، چندین بسته به یک نقطه ثابت منتقل میشوند و مشتری برای دریافت سفارش به همان نقطه مراجعه میکند.
این مدل میتواند تعداد توقفهای راننده، زمان انتظار، تحویل مجدد و مسافتهای کوتاه اما پرتعداد را کاهش دهد. در شهرهای پرتراکم، همین توقفها بخش مهمی از هزینه و زمان آخرینمایل را تشکیل میدهند.
اما گنجه هنوز بیشتر در کلانشهرها متمرکز است و تهران بزرگترین سهم را دارد. توسعه آن در شهرهای کوچکتر به تراکم سفارش، مکانیابی، امنیت، دسترسی مشتری و مدل اقتصادی نگهداری کمدها وابسته است.
میاره؛ شهرها بیشتر، سفیرها بیشتر
میاره در سال ۱۴۰۴ تعداد سفرهای موفق خود را دو برابر و تعداد سفیران فعال را سه برابر کرده است. این سرویس در ۲۴ شهر جدید نیز فعالیت خود را آغاز کرده است.
میانگین فاصلهای که سفیران میاره برای تحویل هر سفارش طی کردهاند، ۳ کیلومتر بوده و طولانیترین مسیر تحویلی به ۴۰ کیلومتر رسیده است.
رشد تعداد سفیران، ظرفیت حمل درونشهری را افزایش میدهد؛ اما تعداد سفیر، بهتنهایی شاخص بهرهوری نیست. برای سنجش عملکرد میاره باید دانست هر سفیر چند سفر موفق انجام داده، چه میزان زمان در انتظار تخصیص سفر بوده و چند درصد سفرها با ظرفیت کامل اجرا شدهاند.
دو برابرشدن سفرهای موفق در کنار سه برابرشدن سفیران، این پرسش را ایجاد میکند که آیا عرضه ظرفیت سریعتر از تقاضا رشد کرده است یا بخشی از این افزایش برای پوشش شهرهای جدید و مسیرهای پراکنده به کار رفته است.
آپتایم؛ جایی که سفارشها مدیریت میشوند
آپتایم تاکنون ۴۲ میلیون و ۳۳۲ هزار و ۸۱۰ سفارش را مدیریت کرده است. میانگین سفارشهای ماهانه مدیریتشده از طریق این سرویس در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۰ درصد رشد کرده و بهطور میانگین، روزانه ۴۲ هزار و ۶۲۷ سفارش از طریق آپتایم ارسال شده است.
این اعداد نشان میدهند بخشی از عملیات لجستیکی دیجیکالا در پشت صحنه و در سطح مدیریت سفارش جریان دارد. آپتایم قرار نیست بسته را جابهجا کند؛ مسئله اصلی آن هماهنگکردن سفارش، ارسال و تجربه تحویل برای کسبوکارهاست. برای فهم بهتر، آپتایم را میتوان به رهبر ارکستر تشبیه کرد. کسی که خودش در اجرای این سمفونی بزرگ، سازی نمینوازد اما یکتنه همه نتها را موبهمو برای همه نوازندگان هماهنگ میکند. مفهومی که دقیقا در زنجیره تامین آن را با عنوان ارکستراسیون میشناسیم.
رشد استفاده از این سرویس میتواند نشانه افزایش اعتماد کسبوکارها به زیرساخت لجستیکی دیجیکالا باشد. اما این رشد زمانی ارزش عملیاتی بیشتری پیدا میکند که دادههای سفارشهای آپتایم با ظرفیت مراکز پردازش، ناوگان و نقاط تحویل یکپارچه شود. دادههایی که میتوانست نقش بیشتر این رهبر ارکستر را نشان دهد.
دیجیفای؛ وقتی فروشگاههای مستقل به شبکه وصل میشوند
دیجیفای در سال ۱۴۰۴، ۵۶ هزار فروشگاه فعال داشته است. ۴۲ هزار فروشگاه در همین سال به این سرویس پیوستهاند و ۱۶ هزار سایت فعال شده است.
در مجموع، ۱ میلیون و ۱۹۶ هزار سفارش از فروشگاههای فعال دیجیفای ثبت شده و تعداد کالاهای فعال روی این سایتها به یک میلیون و ۴۰۶ هزار و ۴۹۲ کالا رسیده است.
این اعداد نشان میدهد دیجیکالا به دنبال آن است که زیرساخت خود را از بازارگاه اصلی فراتر ببرد.
فروشگاه مستقل، بازارگاه و کانالهای دیگر، میتوانند از یک شبکه فناوری و لجستیک مشترک استفاده کنند.

چالش این مدل، پراکندگی سفارش و جلوگیری از برنامهریزی جداگانه کانالهاست. اگر سفارشها بهصورت یکپارچه دیده شوند، امکان تجمیع مسیر، استفاده بهتر از ناوگان و نزدیککردن موجودی به تقاضا افزایش پیدا میکند. با اینحال دیجیفای یکی از موفقترین فروشگاهسازهای ایران است که ارزش ترافیکی دیجیکالا را به خوبی تبدیل به یک سرویس منسجم کرده است.
ارزش فروش بالا رفت؛ اما حجم واقعی کجاست؟
رشد ۹۱٫۵درصدی ارزش کالاهای فروختهشده، در نگاه اول چشمگیر است. اما وقتی کنار رشد ۷۲درصدی میانگین قیمت کالاهای غیرسوپرمارکتی و رشد ۷۴درصدی میانگین قیمت کل قرار میگیرد، مشخص میشود بخشی از این رشد تحت تأثیر افزایش قیمت بوده است.
این تمایز اهمیت زیادی دارد. ارزش بالاتر سفارش الزاماً به معنای بسته بیشتر، سفر بیشتر یا وزن بیشتر نخواهد بود. ممکن است کالایی گرانتر شده باشد، اما تعداد فروش آن کاهش یافته باشد.
در عین حال، ترکیب کالاهای ضروری، سلامتمحور، سوپرمارکتی و کالاهای اضطراری میتواند وزن و اولویت عملیاتی سفارشها را تغییر دهد. بنابراین، ارزیابی لجستیک باید به جای تکیه بر ارزش ریالی، بر تعداد بسته، تعداد قلم، وزن، حجم، مسافت و هزینه هر تحویل تمرکز کند.
این شبکه کجا ایستاده است؟
دیجیاکسپرس توانسته مجموع پیمایش را افزایش دهد و میانگین مسافت هر بسته را کاهش دهد. گنجه، بخشی از تحویلها را از در خانه به نقاط ثابت منتقل کرده است. میاره ظرفیت حمل شهری را در شهرهای بیشتری توسعه داده و آپتایم و دیجیفای در حال متصلکردن و بهینهکردن کسبوکارهای بیشتری به زیرساخت سفارش و ارسال هستند.
اینها نشانههای یک شبکه در حال توسعهاند؛ اما شبکه هنوز با چند مسئله اساسی روبهروست: تمرکز گنجه در کلانشهرها، نبود آمار شفاف از هزینه هر بسته، مشخصنبودن بهرهوری هر سفیر، نبود تفکیک دقیق عملکرد سرویسهای لجستیکی و آسیبپذیری در برابر اختلال ارتباطات، جاهای خالی این گزارش هستند و برای دیجیکالا که در این سالها گزارشش تبدیل به مرجع بینش بازار بسیاری از کسبوکارها شده است، انتظار میرود سنجههای قابل لمس متنوعتری را در اختیار فضای اقتصاد ایران قرار دهد.
با این حال گزارش سالانه دیجیکالا، تصویر ارزشمندی از ابعاد شبکه ارائه میدهد؛ اما برای تحلیل دقیقتر، باید دادههای عملیاتی بیشتری منتشر شود. تعداد بستههای تحویلشده، نرخ تحویل موفق در نخستین تلاش، هزینه هر سفارش، میزان استفاده از ظرفیت ناوگان و عملکرد سرویسها در روزهای بحران، هنوز جای خالی دارند.
گزارش دیجیکالا چه چیزی را نشان میدهد؟
سال ۱۴۰۴ برای دیجیکالا سال سخت تابآوری بود. این سال نشان داد که خرید آنلاین در ایران با سفره خانوار، بحران، ارتباطات، شبکه شهری و تصمیمهای روزمره مردم پیوند خورده است.
مردم کمتر سفارش دادند، اما سفارشهایشان را تجمیع کردند. کالاهای ضروری جای بخشی از کالاهای بادوام را گرفتند. فروشندگان محلی بیشتر شدند. مشتریان در شهرها و روستاهای بیشتری حضور پیدا کردند. شبکه تحویل مسیر بیشتری رفت، اما برای هر بسته مسافت کمتری طی کرد.
در سوی دیگر، دیجیکالا تلاش کرد با گنجه، میاره، آپتایم و دیجیفای، زنجیرهای فراتر از ارسال مستقیم بسازد. هرکدام از این سرویسها پاسخ به بخشی از مسئله لجستیک خردهفروشی آنلاین هستند: کاهش توقفهای آخرینمایل، افزایش ظرفیت حمل شهری، مدیریت سفارشهای چندکاناله و اتصال فروشگاههای مستقل به زیرساخت ارسال.
در گزارش سالهای بعد، دیجیکالا باید نشان دهد این رشد را با چه هزینهای، با چه سطح خدمتی و با چه میزان تابآوری ادامه میدهد. آنچه در سال ۱۴۰۴ دیده شد، شبکهای بود که در شرایط سخت از کار نیفتاد؛ اما برای بلوغ بیشتر، باید شفافتر، یکپارچهتر و آمادهتر از گذشته عمل کند.
گزارش کامل سال ۱۴۰۴ دیجیکالا را میتوانید از اینجا دانلود کنید.



