گفت‌وگو با عاطفه هاشمی منفرد بنیان‌گذار استارتاپ روچ

روچ، استارتاپ روشنایی

بلوچی‌دوزی یا سوزن‌دوزی یکی از هنرهای ظریف و زیبای منطقه بلوچستان است که نسل به نسل در میان زنان سوزندوز منتقل شده و اصالت و زیبایی خود را در طی سال‌های طولانی حفظ کرده است. هنری که مورد توجه جهانیان نیز واقع شده و به دلیل رواج آن در منطقه جغرافیایی محدود همواره ارزش بسیار زیادی داشته است. البته این هنر به غیر از این ایران در بخش‌هایی از پاکستان و افعانستان نیز رواج دارد اما خواستگاه بسیاری از توجه‌ها به آن از ایران سرچشمه گرفته است.

صاحبان این هنر، یعنی برخی از زنان سوزندوز بلوچ منطقه زاهدان، سرپرستان خانوار یا بدسرپرستانی هستند که بنا به دلایل مختلفی دارای مدارک هویتی همچون شناسنامه نیستند. اما این زنان صاحب چیزی بسیار ارزشمند هستند و آن هنر سوزندوزی است، هنری که از سیزده سال پیش تمام توجه عاطفه‌ هاشمی منفرد، بنیان‌گذار استارتاپ روچ را به خود جلب کرده است.

هاشمی منفرد می‌گوید روچ به معنای روز و روشنایی است و هدف اصلی راه‌اندازی آن ایجاد اشتغال برای زنان سوزندوز بدسرپرست یا سرپرست خانوار آن منطقه بوده است؛ یک برند بلوچی‌دوزی و استارتاپی نوپا که از دل سیستان‌وبلوچستان و زاهدان متولد شد.

در ابتدا تحصیلات و مسیر زندگی عاطفه هاشمی منفرد از سوزن‌دوزی فاصله داشت؛ در واقع او کارشناس IT است و  در سازمان‌های دولتی در همین حوزه فعالیت کرده و اکنون نیز در وزارت اقتصاد مشغول است؛ اما عشق به  هنر بلوچی‌دوزی و فکر اشتغالزایی باعث شد تا روچ در کنار کار کارمندی او سیزده سال مداوم رشد کند و امروز تبدیل به برندی شود که به کشورهای خارجی صادرات انجام می‌دهد. نقل حمل برای روایت داستان روچ با عاطفه هاشمی منفرد گفت‌وگو کرده است.

خانم منفرد روچ چگونه متولد شد و هدف اصلی راه‌اندازی استارتاپی مبنی بر هنر سوزن‌دوزی چه بود؟

در ابتدا کارگاهی را جهت ایجاد اشتغال برای زنان سوزن‌دوز منطقه زاهدان و سیستان‌وبلوچستان راه‌اندازی کردیم، اما کمی که گذشت، متوجه زیبایی و اصالت هنر بلوچی‌دوزی شدیم و دومین هدف مهم روچ حفظ و ترویج این هنر با اصالت و زیبا شد. در نتیجه، در کنار اشتغال‌زایی برای زنان سوزن‌دوز آن منطقه، یک هدف بزرگ دیگر هم شکل گرفت و آن حفظ و ترویج هنر زیبای بلوچی‌دوزی بود.

به‌تدریج آموزش را در این حوزه شروع کردیم و زنان سوزن‌دوز این منطقه را برای کار آماده کردیم تا بتوانیم کیفیت کار را به‌قدری بالا ببریم که محصول نهایی را به کشورهای دیگر صادر کنیم. در نتیجه، تا به امروز حدود ۱۰ سال است که صادرات انجام می‌دهیم.

صادرات محصولات روچ با توجه به خواست و نیاز هر کشور انجام می‌شود. برای مثال، برای هر کشور، متناسب با سبک پوشش و نیازهای آن منطقه، محصول آماده می‌شود. اکنون نیز گروهی قوی داریم که هسته اصلی آن در شیرآباد زاهدان است.

همزمانی کار در حوزه IT و مدیریت یک کسب‌وکار و اداره و رسیدگی به خانواده، چه مشکلاتی برای شما به‌عنوان یک زن کارآفرین ایجاد کرد و چگونه از این موانع عبور کردید؟

هر مشکلی که تصورش را کنید بر سر راه من قرار گرفت. به‌عنوان یک همسر و مادر مجبور بودم وظایف این دو نقش را بی‌کم‌وکاست انجام دهم. وظایفی مانند رسیدگی به فرزند هم به صورتی نیست که زن بتواند آن را به زمان دیگری محول کند. برای مثال، شما نمی‌توانید به فرزند بیمار خود رسیدگی نکنید. این شرایط برای من سخت‌تر هم بود، چرا که همسرم سفرهای کاری بسیاری به خارج از کشور داشت و من بسیاری از مسئولیت‌هایم را به تنهایی انجام می‌دادم.

گذشته از وظایف مادری، شما نمی‌توانید به‌عنوان یک کارمند از ساعت کاری خود برای راه‌اندازی یک شغل دیگر استفاده کنید یا به‌راحتی مرخصی بگیرید. عموماً مجبور بودم حتی راه‌اندازی روچ را از محل کارم به‌طور کلی پنهان کنم.

برای من وضعیت به گونه‌ای بود که تا ساعت ۹ یا ۱۰ شب در اختیار کار و خانواده بودم و تنها در این زمان بود که وقت اضافه‌ای پیدا می‌کردم و می‌توانستم به کارهای روچ برسم. تا ساعت سه صبح کار می‌کردم. در این راه حتی از مسافرت هم می‌زدم و سفر را به خاطر کار متوقف می‌کردم و برای کار به سیستان‌وبلوچستان می‌آمدم.مشکلات دیگری هم وجود داشت. برای مثال، منطقه‌ای که کار را در آن آغاز کردیم، جایی بود که رفت‌وآمد یک زن در آن به‌سختی انجام می‌شد.

اما مشکل کلان‌تر در کشور ما این است که هیچ زیرساخت و بستری وجود ندارد که گوش شنوایی برای مشکلات زنان کارآفرین باشد و زنان نمی‌توانند مشکلات خود را به گوش مسئولان برسانند.
یک زن برای راه‌اندازی کسب‌وکار مجبور است تمام چارچوب‌ها را بچیند، همه جوانب را بسنجد و آن‌وقت اگر وقت اضافه آورد، کار مورد نظرش را انجام دهد و کسب‌وکارش را راه‌اندازی کند.

از جهتی هم تمام مسئولیتهای تحصیلی و سلامتی و تربیتی فرزندان متوجه مادران است و این واقعیتی است که نمی‌توان آن را انکار کرد. خواسته‌ها و وظایف خانوادگی آن‌قدر برای من محدودیت ایجاد می‌کرد که گاهی سه یا چهار ساعت در روز می‌خوابیدم یا استراحت می‌کردم و برای کوچک‌ترین اقداماتی که انجام می‌دادم، باید رضایت همسرم را به دست می‌آوردم و شرایط پسرم را نیز در نظر می‌گرفتم.

با وجود تمام این سختی‌ها، انگیزه درونی شما چه بود که توانستید روچ را تا اینجا برسانید و این کسب‌وکار را ادامه دهید و رها نکنید؟

انگیزه اصلی من کارآفرینی و ایجاد شغلی است که برای زنان سوزن‌دوز بدسرپرست یا سرپرست خانوار بلوچ آن منطقه انجام می‌شود. از سوی دیگر، اصالت و زیبایی هنر سوزن‌دوزی بلوچی و ترویج آن انگیزه بزرگی برای من است که همواره بر ان تاکید کرده‌ام.

وقتی وارد دنیای سوزن‌دوزی می‌شوید و رنگ‌ها و طرح‌های این هنر را می‌بینید، امکان ندارد مسحور این زیبایی و شگفتی نشوید. بارها شده است که حتی شب‌ها از خواب بیدار می‌شوم و به طرح یک رومیزی سوزن‌دوزی که تازه تمام شده و به دستمان رسیده، نگاه می‌کنم؛ درست مانند فرد سیری که مجدد برای خوردن باقی پیتزا در یخچال را باز می‌کند.

از جهتی دیگر، وقتی متوجه می‌شوم که این کار برای زنان سوزندوز بدسرپرست بلوچ آن منطقه رشد و پیشرفت فرهنگی به وجود آورده است، انگیزه من دوچندان می‌شود. دیدن مدرسه رفتن کودکان این گروه از زنان سوزن‌دوز بلوچ، عوض شدن پرده‌های خانه یک زن بلوچ سوزندوز با دسترنج خودش، رفتن به کلاس زبان و به دست آوردن استقلال برای یک زن بلوچ سوزن‌دوز، همه این‌ها برای من انگیزه هستند و شوق زندگی را در من بیدار می‌کنند.

کارمندی در نهایت برای من چه چیزی به همراه دارد؟ یک فرد کارمند در نهایت به سمت مدیریت می‌رسد، اما هیچ‌وقت نمی‌توانید به‌عنوان یک مدیر یا کارمند مشاهده کنید که افرادی با درآمد کاری که شما ایجاد کرده‌اید ازدواج می‌کنند، ادامه تحصیل می‌دهند و می‌توانند بهتر فکر کنند.

دیدن این تغییرات در زندگی زنان، به‌خصوص زنان بلوچ که همواره دچار محرومیت‌های متفاوتی بوده‌اند، انگیزه من را برای سرپا نگه داشتن روچ بیشتر می‌کند.

چرا که فقر تنها کمبود مالی نیست؛ فقر فرهنگی از فقر مالی هم بدتر است. اما شغلی که ایجاد کردیم باعث شد بسیاری از این زنان سوزن‌دوز منطقه بتوانند تحول فکری و فرهنگی را هم تجربه کنند. این تغییر را نه‌تنها روچ، بلکه هر فردی که در آن منطقه کسب‌وکاری راه‌اندازی کرده، به وجود آورده است. حالا به جایی رسیده‌ام که می‌گویم در دنیا تنها دو اولویت دارم؛ اول خانواده و دوم روچ.

از فرازونشیب‌های روچ بگویید. چه رخدادهایی بیشترین تأثیر را بر این کسب‌وکار داشت؟

نخست باید بگویم که راه‌اندازی یک کسب‌وکار به‌خودی‌خود دردسرهای بسیار زیادی دارد. حالا تصور کنید کسب‌وکاری را با زنانی راه‌اندازی کنید که شناسنامه ندارند یا همسرانشان اجازه کارکردن به آن‌ها را نمی‌دهند.

برای مثال شرایطی را تصور کنید که همزمان می‌خواستم کارگاه راه‌اندازی کنم و تیم آموزشی تشکیل دهم و از جهتی دیگر باید با همسران این زنان نیز مذاکره می‌کردم تا راضی به کار کردن آن‌ها شوند و از سوی دیگر نیز باید اعتماد خود این زنان را جلب می‌کردم.

ببینید سختی‌های راه‌اندازی یک کسب‌وکار به خودی خودی بسیار است اما شما این سختی‌ها را در کنار قطعی‌های چند باره اینترنت و مواجهه با دو جنگ بگذارید؛ اگر همه چیز هم برای کسب‌وکار خوب پیش برود ناگهان با مشکلاتی شبیه قطعی اینترنت و جنگ مواجه می‌شوید که تاثیر منفی بزرگی برای کسب‌وکار است.

قطعی اینترنت بر جنبه بین‌المللی کار ما تأثیر پررنگ‌تری هم دارد، چرا که ارتباط و شناختی که کشورهای دیگر از روچ دارند از طریق وب‌سایت و فضای مجازی است.

قطعی اینترنت کافی نبود و با دو جنگ هم مواجه شدیم که نتیجه آن برای ما توقف فعالیت‌های بین‌المللی بود. برای مثال، مسترکارت‌ها و ارتباط با دبی دچار مشکل شد. از سوی دیگر، نمی‌توانستیم بارها و سفارش‌های خارجی را ارسال کنیم و تهیه بخشی از خرج کارها نیز با مشکل جدی مواجه شد.

همه کسب‌وکارها ملزومات کار خود را یادداشت می‌کنند. من هم برای روچ چنین یادداشتی نوشته بودم؛ مثلاً روچ اینترنت لازم دارد، حساب خارجی لازم دارد، پست لازم دارد.

این درحالی است که حتی پست هم به‌درستی کار نمی‌کند؛ یک شرکت خصوصی پست ایرانی وجود دارد  که هر زمان بسته‌ای برای تحویل به آن سپرده‌ام، بدون استثنا بسته دچار مشکل شده است.

جنگ باعث شد روچ نتواند به نمایشگاه‌های خارجی برسد. برای مثال چندین سال در میلان نمایشگاه داشتیم، اما هنگام جنگ طبیعتا نمایشگاه میلان هم از دست رفت و در این میان سرمایه‌های روچ نیز سوختند.

حتی اگر شرایط جنگی هم نباشد، اکنون بسیاری از کشورها به ایرانی‌ها ویزا نمی‌دهند یا سفارت‌ها بسته هستند. در نتیجه نه می‌توان به هیچ کشوری رفت، نه می‌توان باری گرفت و نه می‌توان باری ارسال کرد.
این در حالی است که خانم‌هایی که برای روچ کار می‌کنند به‌سختی اعتمادشان جلب شده و اگر کار برای حتی یک ماه تعطیل شود، این زنان دوباره اعتماد خود را از دست می‌دهند و همکاری را قطع می‌کنند.

درباره چگونگی اعتمادی که برای زنان سوزن‌دوز این منطقه ساختید بگویید.

در ابتدای کار، جلب اعتماد این زنان کار بسیار دشواری بود؛ به‌اندازه‌ای که برای انجام کار مجبور شدم از روان‌شناس و مشاور کمک بگیرم. اما دلیل اصلی اعتماد آنها این بود که همان هزینه‌ای که خودشان می‌خواهند به انها پرداخت می‌شود و پرداخت هم به صورت آنی بعد از دریافت کار انجام می‌شود نه بعد از فروش کار.

اما کار مهمی که انجام دادیم این بود که این زنان را به پرداختی‌های منظم قسط‌بندی شده عادت دادیم و به آنها گفتیم که اگر منظم کار کنند می‌توانند به صورت ماهیانه درآمد خوب و منظم داشته باشند. در نتیجه پرداخت‌ها نه به صورت یکباره اما به صورت منظم انجام می‌شود چون بسیار امکان دارد که بعد از دریافت پول به صورت یکباره دیگر کار نکنند. اما وقتی به صورت منظم به آنها پول پرداخت می‌شود و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند و برای مثال می‌توانند وسیله زندگی تهیه کنند در چرخه کار می‌مانند و امید به کار کردن در آنها شکل می‌گیرد از طرفی دیگر هم می‌دانند که همیشه از طرف روچ کار دریافت می‌کنند و نگران این نیستند که تحریم یا جنگ یا هر مسئله دیگری که روی بازار تاثیر می‌گذارد درآمد آنها را نیز کم کند.

همچنین مقدار پرداختی را نیز در مذاکره با زنان در ابتدای کار مشخص می‌کنیم و همان قدر که خودشان می‌خواهند به آنها می‌دهیم. روش تأثیرگذارتر این است که بعد از دریافت کار، دستمزد را پرداخت می‌کنیم و منتظر فروش کار نمی‌مانیم؛ حتی اگر کار پنج سال هم کار بماند به محض تحویل کار پول آن را به سوزن‌دوز پرداخت می‌کنیم و سوزن‌دوز دیگر نگرام و منتظر پول خود نمی‌ماند. همچنین نخ پارچه و تمام مواد اولیه مورد نیاز را هم در اختیار سوزن‌دوزها قرار می‌دهیم و آنها دیگر برای تهیه مواد اولیه نیاز به رفت‌وآمد ندارند.

چنین روش‌هایی باعث شد زنان بسیاری چندین سال همکار ما باشند و حتی اگر فردی به آن‌ها پول بیشتری برای کار پیشنهاد دهد، آن را رد کنند؛ چون می‌دانند امنیت اقتصادی کار با روچ بیشتر است و دائم کار دارند.

باید تاکید کنم که حتی زمان جنگ نیز به این افراد سفارش سپرده شد و با وجود این که بازاری برای فروش نبود روچ محصولات را را دریافت و نگهداری کرد و دستمزدها را نیز به موقع پرداخت کرد. در واقع این زنان می‌دانند که حتی زمانی که بازار به دلیل جنگ یا هر شرایط دیگری برای فروش کارها مناسب نیست باز هم انها درامد دارند و روچ کارها را تا زمانی که بازار به حالت عادی برگردد نگهداری می‌کند.

اکنون چند نفر برای روچ کار می‌کنند؟

به‌صورت متغیر ۵۰ تا ۷۰ سوزن‌دوز  زن برای روچ کار می‌کنند اما نکته مهم‌تر این که همه کارکنان روچ زن هستند و هیچ مردی در هیچ کدام از بخش‌ها وجود ندارد؛ در روچ پستچی، خیاط، فردی که مسئول اتصال خرج کارها به آنهاست، تیم بست، تیم کیف‌دوز، کارگاه حصیربافی و به صورت کلی همه کارکنان حدود هشتاد نفر هستند که همگی زن هستند. لازم به ذکر است که این زنان مخصوصا زنان سوزن‌دوز روچ یا بدسرپرست هستند یا سرپرست خانوار.

مهم‌ترین دغدغه شما برای روچ چیست؟

مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مشکل این است که بسیاری از زنانی که برای روچ کار می‌کنند شناسنامه ندارند و به همین دلیل نیز از طرف دولت هیچ حمایتی نمی‌شویم.البته که روچ تاکنون از هیچ ارگانی کمک مالی دریافت نکرده‌ است به این دلیل که برخی از سوزن دوزان شناسنامه ندارند البته برند روچ ثبت شده است و کار مجوز دارد، اما سوزن‌دوزها شناسنامه ندارند. البته به‌هیچ‌وجه هم به دنبال حمایت دولتی نیستم و تمایلی برای گرفتن این حمایت از سمت دولت ندارم. اما این را به چشم دیده‌ام که دولت حتی اگر بخواهد به این حوزه هم کمکی کند، معمولاً به کارگاه‌های شناخته‌شده کمک می‌کند و نه به کارگاه‌های کوچک‌تر.

تازه ترین های

با هدف توسعه خدمات لجستیک درون‌شهری

قیمت دستوری بلای جان کسب‌وکارهای لجستیک

مهناز علمایی، مدیرعامل شرکت اسپید و یکی از زنان کارآفرین این صنعت در حاشیه رویداد نوآوران لجستیک ایران، با نقل حمل گفت‌وگو کرد. اسپید یک شرکت کوریر سرویس ...