میتوان گفت صنعت پست در جهان از جمله صنایعی است که پا به پای فناوری حرکت کرده است؛ نه تنها برای رشد و بهرهوری بیشتر، بلکه در غیر این صورت تداوم خدمترسانی در این صنعت با اختلال جدی مواجه میشود. ورود فناوری به عرصه پست در جهان با مکانیزاسیون فیزیکی آغاز شد. اکنون تجربه سایر کشورها در هوشمندسازی از فرایندهای فیزیکی مانند اتوماسیون سورتینگ عبور کرده و به استفاده هوشمند از دادهها رسیده است تا پیش از بروز اختلال در فرایندها، پیشبینیهای لازم انجام شود.اما زبان فناوری در کشورهایی که درگیر جنگها یا تهدیدات نظامی هستند، خواهناخواه شکل دیگری به خود میگیرد.
ایران نیز در سالهای اخیر و با توسعه هوش مصنوعی سعی کرده است تا صنعت پست خود را به هوشمندسازی فرایندها نزدیک کند. در روزهای جنگ دوازدهروزه و ۴۰ روزه، فرایند ارسال متوقف نشد؛ اما تجربه واقعی برخی از شهروندان و آنلاینشاپها در گفتوگو با نقل حمل نشان میدهد که ارسال برای آنها بسیار سخت و در مواردی کاملاً متوقف شد.
چنین تجربهای یک سؤال اساسی به وجود میآورد؛ آیا فناوری که این روزها شرکت ملی پست پیگیر آن است، میتواند در روزهای جنگی باعث تداوم خدمترسانی شود؟
پیش از پاسخ به این سؤال، ابتدا باید یادآور شد که شرکت ملی پست چه اقداماتی در راستای استفاده از فناوری در فرایندهای خود کرده است.
داستان فناوری در شرکت ملی پست
شرکت ملی پست ایران از دهه ۸۰ شمسی به فکر مکانیزهسازی فرایندهای خود افتاد. با شروع دهه ۹۰ و رشد چشمگیر تجارت الکترونیک، شرکت ملی پست نه تنها فرایندهای فیزیکی خود را بیشتر به سمت استفاده از فناوری برد، بلکه از رهگیری آنلاین مرسولات، توسعه خدمات غیرحضوری، اتصال سامانههای پستی به کسبوکارها و استفاده از دادههای عملیاتی نیز بیشتر استفاده کرد و از فرایندهای سنتی پست فاصله گرفت.
اما در حدود سال ۱۴۰۲ بود که مفهوم هوشمندسازی بهصورت رسمیتر وارد ادبیات شرکت ملی پست ایران شد و ترکیب هوشمندسازی جای خود را به مکانیزاسیون داد؛ تغییری که بهطور مشخص تحت تأثیر توسعه هوش مصنوعی در جهان بود.
در نتیجه مفاهیمی مانند سورتینگ هوشمند، بهکارگیری رباتها در فرایند تفکیک و تجزیه مرسولات و استفاده از دادههای عملیاتی برای تحلیلهای مبتنی بر هوش مصنوعی، بیشتر از سمت این سازمان به گوش رسید. در همین دوره، شرکت ملی پست از اجرای پروژههایی برای توسعه سامانههای هوشمند سورتینگ و بهکارگیری رباتها در مراکز تجزیه و مبادلات خبر داد.
در نهایت در سال ۱۴۰۴ بود که محمد احمدی، مدیرعامل شرکت ملی پست، اعلام کرد رباتهای هوشمند دوطبقه ساخت داخل در شبکه پستی ۱۷ استان کشور رونمایی شده است. البته در این مرحله، رباتها تنها رونمایی شدند و به مرحله بهرهبرداری نرسیدند. لازم به ذکر است که این رباتها نیز در حوزه سورتینگ رونمایی شدند.
در ادامه این مسیر، شرکت ملی پست تدوین سند راهبردی توسعه هوش مصنوعی و همچنین سند چشمانداز پنجساله شرکت ملی پست را در دستور کار قرار داده است. طبق اظهارات معاون فناوری و هوشمندسازی شرکت ملی پست، کاوه دولتی، سند هوش مصنوعی تدوین شده و سند پنجساله ICT قرار است چشمانداز توسعه فناوری شرکت را مشخص کند.
اسناد توسعهای تازه در شرکت ملی پست چه اهدافی دارند؟
در اخبار رسمی از محتوای اسناد، اطلاعاتی مبنی بر اینکه چشمانداز آینده دقیقاً چه خواهد بود، منتشر نشده است. اما با توجه به وضعیت جنگ و آتشبس در کشور، باید به این سؤال اساسی پاسخ داد: آیا رباتهای سورتینگ یا بهصورت کلی فناوریهای هوش مصنوعی موجود در صنعت پست ایران، امکان تداومبخشی خدمترسانی در زمان بحران را دارند و تابآوری این صنعت را افزایش میدهند؟
در واقع پرسش اصلی این نیست که رباتهای سورتینگ در زمان جنگ کارآمد هستند یا خیر؛ بلکه این است که آیا مسیر هوشمندسازی شرکت ملی پست از ابتدا با هدف افزایش تابآوری شبکه در شرایط بحران طراحی شده یا تمرکز آن صرفاً بر ارتقای بهرهوری عملیاتی بوده است؟
اگرچه سورتینگ هوشمند میتواند سرعت پردازش، کاهش خطا و وابستگی به عملیات دستی را افزایش دهد، اما تجربه بحرانهای اخیر نشان میدهد تابآوری شبکه پستی تنها به ظرفیت پردازش مرسولات وابسته نیست. در شرایط بحران، مسئله اصلی این است که شبکه تا چه اندازه میتواند در برابر از کار افتادن بخشی از زیرساختها، تغییر مسیرهای حملونقل یا کاهش نیروی انسانی به فعالیت خود ادامه دهد.
بررسیهای نقل حمل نشان میدهد تاکنون شرکت ملی پست پروژه فناورانه مستقلی با هدف حفظ تداوم خدمات در شرایط جنگ طراحی نکرده است؛ هرچند زیرساختهایی که تاکنون به وجود آمدهاند، میتوانند در کاهش اختلالات کمککننده باشند، اما بهتنهایی پاسخگوی تمام چالشهای شبکه پستی در شرایط بحران نیستند.
برای مثال، استفاده از هوش مصنوعی برای خوانش خودکار آدرس مرسولات، وابستگی به پردازش دستی را کاهش داده و سرعت پردازش را در شرایط کمبود نیروی انسانی افزایش میدهد؛ یا تدوین نقشه راه هوشمندسازی پست میتواند زمینه هماهنگی و یکپارچگی بیشتر سامانهها را در زمان اختلال فراهم کند.
همچنین توسعه خدمات دیجیتال و غیرحضوری، وابستگی کاربران به مراجعه حضوری را کاهش داده و امکان ثبت، رهگیری و مدیریت مرسولات را حتی در شرایط محدودیت تردد حفظ میکند.
از دیگر موارد نیز میتوان به استفاده از دادههای عملیاتی برای تحلیل و تصمیمگیری اشاره کرد که میتواند در تشخیص گلوگاهها و تخصیص بهینه منابع هنگام بحران مؤثر باشد؛ همچنین همکاری با شرکتهای دانشبنیان داخلی که وابستگی به فناوری خارجی را کاهش داده و توسعه و پشتیبانی زیرساختهای پستی را در شرایط تحریم یا بحران تسهیل میکند.
تجربه مشابه کشورها از ارسال در زمان جنگ
اما نکته اینجاست که تداوم خدمترسانی در صنعت پست تنها وابسته به یک فناوری خاص نیست و این موضوع را میتوان در تجربه عملی کشورهایی که درگیر منازعات نظامی بودهاند، مشاهده کرد.
برای مثال در اوکراین، جنگ و حملات به زیرساختهای شهری باعث شد شبکه پستی با چالشهایی مانند آسیب دیدن مراکز پردازش، تغییر مسیرهای حملونقل و دشواری دسترسی به برخی مناطق مواجه شود. در این شرایط، اپراتورهای پستی با استفاده از شبکههای جایگزین، تغییر مسیر عملیات، ایجاد نقاط تحویل جدید و تکیه بر سامانههای دیجیتال تلاش کردند جریان ارسال مرسولات را حفظ کنند.
تجربه اوکراین نشان داد در شرایط جنگ، مهمترین مسئله برای شبکه پستی، انعطافپذیری عملیاتی و توانایی تغییر سریع شبکه است، نه فقط افزایش سرعت پردازش مرسولات.
در ژاپن، تجربه زلزله و سونامی نشان داد که تابآوری شبکه پستی نیازمند برنامهریزی پیش از بحران است. این کشور با تمرکز بر برنامههای تداوم کسبوکار، پشتیبانسازی زیرساختها، مدیریت دادهمحور عملیات و طراحی مسیرهای جایگزین تلاش کرده است تا پس از وقوع اختلال، خدمات عمومی در کوتاهترین زمان ممکن بازیابی شوند.
تجربه ژاپن نشان میدهد فناوری زمانی در افزایش تابآوری مؤثر است که بخشی از یک برنامه جامع مدیریت بحران باشد.
در نمونه دیگری، کشور تایوان نیز به دلیل احتمال بروز بحرانهای امنیتی و اختلال در زیرساختها، توسعه خدمات دیجیتال و کاهش وابستگی به فرایندهای کاملاً فیزیکی را مورد توجه قرار داده است. استفاده از سامانههای آنلاین، مدیریت دیجیتال خدمات و توسعه زیرساختهای ارتباطی، امکان ادامه بخشی از خدمات را در شرایط محدودیتهای احتمالی فراهم میکند.
مقایسه این تجربهها نشان میدهد که هوشمندسازی شبکه پستی تنها زمانی میتواند به افزایش تابآوری منجر شود که از مرحله مکانیزهکردن یک فرایند مانند سورتینگ فراتر رفته و به کل زنجیره عملیات، از مدیریت داده و مسیرهای حملونقل تا ارتباط با مشتری و بازیابی شبکه در شرایط بحران توجه کند.
همانطور که گفته شد، هنوز محتوای کامل اسناد تازه شرکت ملی پست در راستای هوشمندسازی منتشر نشده است؛ اما با توجه به تجربه بحرانهای اخیر، توجه به تابآوری و تداوم خدمترسانی میتواند یکی از محورهای مهم این مسیر باشد. چرا که آینده شرکت ملی پست نه تنها در هوشمندسازی فرایندهای تجزیه و تفکیک، بلکه در هوشمندسازی و افزایش تابآوری کل شبکه پستی معنا پیدا میکند.