رامین سمیعزاده، مدیرعامل جابار، در ارائهای با عنوان «از پلتفرم تا زیستبوم دیجیتال لجستیک» در غرفه دولت هوشمند نمایشگاه الکامپ، مسئله اصلی تحول دیجیتال در لجستیک ایران را نه کمبود فناوری و سامانه، بلکه نبود یک چشمانداز مشترک، معماری کلان و سازوکار مشخص برای پاسخگویی دانست.
به گزارش نقل حمل او با انتقاد از توسعه سامانههای پراکنده، تأکید کرد که دیجیتالیکردن جداگانه اجزای زنجیره لجستیک لزوماً به شکلگیری یک زیستبوم منجر نمیشود و ممکن است تنها «جزیرههای هوشمندتر» ایجاد کند.
سمیعزاده در ابتدای این ارائه، مسئلهشناسی را یکی از ضعفهای اصلی در پروژههای ملی دانست و گفت: «نکته اینجاست که بدون توجه به صورت مسئله و عمیقشدن در مشکل، از آن گذر میکنیم. دغدغه ما در ایران حل مسئله نیست، روشن نبودن صورت مسئله و توجه نکردن به آن است.»
به گفته او، تعدد سامانهها و طرحها در کشور به معنای وجود یک مسیر مشترک برای حل مسائل نیست. سمیعزاده معتقد است آنچه در حوزه لجستیک بیش از هر چیز مورد نیاز است، یک چشمانداز ملی، مشترک، زماندار و قابل اندازهگیری است؛ چشماندازی که بتواند فعالیت دستگاههای مختلف را به یک مقصد واحد متصل کند.
او در اینباره گفت: «ما در کشور کمبود سامانه یا طرح نداریم؛ مشکل ما نبود یک چشمانداز ملیِ مشترک، زماندار و قابل اندازهگیری برای همه حوزهها منجمله لجستیک است.»
هر دستگاه موفقیت را جداگانه تعریف میکند
از نگاه مدیرعامل جابار، یکی از پیامدهای نبود چشمانداز مشترک، شکلگیری تعریفهای متفاوت از موفقیت در بخشهای مختلف زنجیره لجستیک است. هر دستگاه، عملکرد خود را بر اساس مأموریت و شاخصهای داخلی خودش ارزیابی میکند؛ در حالی که سفر کالا از مبدأ تا مقصد، فرایندی یکپارچه است و نتیجه آن به عملکرد مجموعهای از بازیگران وابسته است.
در این ساختار، گمرک، موفقیت را از منظر فرایندهای گمرکی میسنجد؛ بنادر بر عملیات بندری تمرکز دارند؛ راهداری، راهآهن و بخش حملونقل هوایی عملکرد مد حمل را ارزیابی میکنند و شرکت پست و کوریرها نیز تحویل را معیار عملکرد خود قرار میدهند. بخش خصوصی هم معمولاً بهینهسازی شبکه یا مسئلهای مشخص در محدوده فعالیت خود را دنبال میکند.
به اعتقاد او، نتیجه این وضعیت میتواند شرایطی باشد که در آن تمام بازیگران وظایف تعریفشده خود را انجام میدهند، اما نتیجه نهایی برای صاحب کالا یا مشتری همچنان یک زنجیره کُند، پرهزینه و غیرقابل پیشبینی است.
او این مسئله را با یک گزاره کلیدی توضیح داد: «وقتی مقصد مشترکی نداریم، هر پروژهای ذاتا میتواند موفق باشد، بدون اینکه ما به مقصد نزدیک بشویم.»
معیار نهایی باید نتیجهای باشد که در کل سفر کالا دیده میشود؛ از زمان و هزینه گرفته تا امکان رهگیری، ظرفیت استفادهنشده و کیفیت تحویل به مشتری.
معماری لجستیک بدون معماری کلان کشور ممکن نیست
بخش دیگری از ارائه سمیعزاده به مسئله راهبری و معماری کلان زیستبوم لجستیک اختصاص داشت. او همچنین در ادامه بر این نکته تأکید کرد که نمیتوان معماری لجستیک را جدا از معماری کلان کشور طراحی کرد.
او گفت: «معمار لجستیک نمیتواند مستقل از معماریِ کلانِ کشور باشد. یعنی ما باید در کشور یک معماری کلان داشته باشیم که معماری لجستیک بخشی از آن باشد.»
در این نگاه برای شکلگیری یک زیستبوم دیجیتال، باید میان حوزههایی مانند تجارت، گمرک، هویت، نشانی، پرداخت، مالیات، بیمه، انرژی، شهر، امنیت و دولت دیجیتال ارتباط برقرار شود.
سمیعزاده همچنین در ارائه خود، کریدور را فراتر از مجموعهای از جاده، ریل یا بندر تعریف کرد. به اعتقاد او، کریدور یک سامانه اتصال است که علاوه بر زیرساخت فیزیکی، داده، اسناد، خدمات، پرداخت و فرایندهای تصمیمگیری را نیز دربرمیگیرد.
بر همین اساس، او ایجاد نقش یا نهادی برای «معمار ارشد زیستبوم» را ضروری میداند؛ نقشی که بتواند معماری مرجع و استانداردهای مشترک را تدوین کند، میزان انطباق پروژهها با این معماری را بسنجد، میان دستگاهها تعارضزدایی کند و اولویت پروژههای ملی را مشخص کند.
با این حال، در مدل پیشنهادی او، معمار کلان نباید به مالک یا اپراتور تمام سامانههای کشور تبدیل شود. این نقش باید مستقل و بیطرف باقی بماند و وظیفه اصلی آن هماهنگکردن اجزای مختلف زیستبوم باشد.
از سامانه و پلتفرم تا زیستبوم دیجیتال
سمیعزاده در ادامه ارائه خود، تفاوت میان سامانه، پلتفرم و زیستبوم را توضیح داد و گفت شکلگیری زیستبوم دیجیتال به ارتباط میان سامانههای مختلف بر پایه معماری و استانداردهای مشترک نیاز دارد. به گفته او، «دیجیتالی کردن اجزای پراکنده، فقط جزیرههای ما را هوشمندتر میکند.»
او بر ایجاد شبکهای باز و مبتنی بر استانداردهای مشترک تأکید کرد و گفت پلتفرم ملی باید نقش هماهنگکننده میان بازیگران مختلف را ایفا کند.
سمیعزاده همچنین گفت: «اگر پلتفرم ملی به دروازهای اجباری تبدیل شود، زیستبوم نساختهایم؛ فقط انحصار را دیجیتال کردهایم.» به گفته او، زبان داده مشترک میان بخشهای مختلف لجستیک میتواند اطلاعات را به پیشبینی و تصمیمگیری متصل کند.
ابتدا مسئله، سپس فرایند، بعد پلتفرم
مدیرعامل جابار مسیر پیشنهادی خود برای تحول دیجیتال را اینگونه خلاصه کرد: «ابتدا مسئله، سپس فرایند، بعد پلتفرم.» به گفته او، ابتدا باید مسئله تعریف و فرایند مربوط به آن بازطراحی شود و سپس راهکار دیجیتال توسعه پیدا کند.
او همچنین بر تعیین چشمانداز قابل سنجش، مشخصکردن مسئول نتیجه، تعیین معمار کلان و اجرای پایلوت با مشارکت دولت و بخش خصوصی تأکید کرد و سنجههایی مانند زمان، هزینه، توقف، رهگیری و کیفیت تحویل را برای ارزیابی این مسیر برشمرد.
سمیعزاده ارایه خود را با این جمله به پایان رساند: «تا وقتی معلوم نباشد چه کسی مسئول نتیجه است، چه اختیاری دارد و با چه شاخصی پاسخگوست، ما زیستبوم نمیسازیم؛ فقط درباره آن جلسه برگزار میکنیم.»