با توسعه فناوری و فضای دیجیتال در سالهای اخیر چهره کسبوکارها را تغییر داده است و به واسطه ذات فناوری، زنان توانستهاند از این تغییر به نفع مشارکت در عرصه عمومی و حضور در محیط کسبوکار بهره ببرند. فناوری با کاهش موانع جغرافیایی و فراهم کردن دسترسی به بازار، بخشی از مسیر رشد کسبوکارهایی را فراهم کرده است که زنان، بنیانگذار آن بودهاند. یکی از صنایع که حضور بیشتری از زنان کارآفرین را به خود دیده، صنعت پوشاک است. ما در نقلحمل با خاتون شهبازی، دبیر جشنواره مد سی پال، نماینده فشن بریکس در ایران و مشاور و توسعهدهنده کسبوکار درباره «ماندگاری زنان در کسبوکارهای آنلاین حوزه مد و پوشاک» گفتوگو کردهایم و از زوایای مختلف به حضور و کیفیت و آینده کسبوکارهای زنان پرداختهایم که در ادامه میخوانید.
خانم شهبازی فناوری چگونه جایگاه زنان را در اقتصاد خلاق تغییر داده است؟
تجارت الکترونیکی و شبکههای اجتماعی طی سالهای اخیر، مسیر ورود بسیاری از زنان به بازار را کوتاهتر کردهاند؛ بهویژه در حوزه مد، پوشاک، صنایع دستی و صنایع خلاق. اما آسانتر شدن دسترسی به بازار، پایان مسیر نیست. چالش امروز، تبدیل این دسترسی به یک کسبوکار معتبر، سودآور و قابل توسعه است.
حضور زنان در تجارت الکترونیکی مد و پوشاک چه تصویری از تغییرات این بازار به ما میدهد؟
اگر بخواهیم درباره سهم زنان در تجارت الکترونیکی حوزه مد و پوشاک صحبت کنیم، هنوز آمار دقیق و تفکیکشدهای که مشخصاً این صنعت را پوشش دهد، در اختیار نداریم. اما روند کلی تجارت الکترونیکی ایران نشاندهنده افزایش حضور زنان است. در حوزه مد، بخش مهمی از روند فعلی ایران در محدوده اقتصاد خلاق قرار میگیرد؛ جایی که ارزش محصول در طراحی، روایت فرهنگی، هویت و خلاقیت نیز بخشی از ارزش اقتصادی آن تبیین میشود.
فناوری در این بخش چند امکان مهم ایجاد کرده است:
• اول، فاصله میان خلاقیت و بازار را کوتاهتر کرده است.
• دوم، یک طراح یا تولیدکننده کوچک میتواند بدون داشتن شبکه گسترده توزیع، محصول خود را معرفی کند، مخاطب پیدا کند و بازارش را آزمایش کند.
• سوم، فراوانی زیرساختهای راهاندازی کسبوکار از بازرگاههای فروش گرفته تا پلتفرمهای تجارت اجتماعی و لجستیک، نسبت به سالهای گذشته جهش چشمگیری را تجربه کرده است.
همه اینها در کنار روندهای اجتماعی نسلی، موجب حضور و تاثیرگذاری بیشتر زنان در فضای کسبوکار، خصوصا تجارت الکترونیک و اقتصاد دیجیتال شده و در این میان صنعت مد و پوشاک هم تاثیر پذیرفته است.
یکی از تجربههای شاخص شما در این زمینه، جشنواره اینترنتی مد سیپال است. کمی درباره این تجربه برای ما بگویید؟ بستر اینترنت چه نقشی در این تجربه داشت؟
سیپال برای من یک تجربه عملی در استفاده از فناوری برای گسترش دسترسی به عرصه مد و صنایع خلاق بود. سیپال در واقع اولین جشنواره اینترنتی مد در ایران است که بخش عمدهای از فعالیت خود را درفضای فناوری و آنلاین پیش برد و امکان حضور و دسترسی تعداد قابل ملاحظهای از طراحان مد را از سرتاسر ایران فراهم کرد.
در سه دوره سیپال، بیش از دوهزار نفر در جشنواره شرکت کردند که حدود ۹۸ درصد آنها را زنان تشکیل میدادند. این جشنواره به واسطه بستر اینترنت امکان حضور طراحان، هنرمندان و فعالان مد از نقاط مختلف ایران را فراهم کرد؛ بدون اینکه نیاز به حضور فیزیکی در تهران، شرط شرکت در یک رویداد ملی باشد.
در این سه دوره نزدیک به ۱۱ هزار و ۵۰۰ اثر دریافت شد و دریافت آثار، ارتباط با شوراها ، اطلاعرسانی ، انبارداری و بخش مهمی از فرایند داوری از طریق فضای دیجیتال انجام گرفت.

اهمیت این تجربه برای من در یک نکته بود: فناوری توانست بخشی از محدودیت جغرافیایی را از سر راه مشارکت بردارد.
برای بسیاری از طراحان و زنان فعال در شهرهای مختلف، مسئله فقط دسترسی به بازار نیست بلکه مساله این است که اصلاً چطور وارد یک فضای حرفهای شده و دیده شوند. فناوری این امکان را فراهم کرد که جغرافیا تا حدی از یک مانع به یک مسئله قابل مدیریت تبدیل شود.
آیا میتوان گفت فناوری واقعاً به توسعه اقتصادی زنان کمک کرده است؟ بخشی از آنچه در گفتگوها دیده و شنیده میشود گاها رنگوبوی ویترینسازی دارد و گاها اصل ماجرا به صورت شفاف بیان نمیشود. شما این تاثیرگذاری را واقعی میبینید؟
بله، اما من اثر اصلی فناوری را در همه شاخهها به خوبی میبینم؛ مهمترین اثر، گسترش دسترسی به بازار و فرصت اقتصادی نسبتا برابر و عادلانه است.یک زن که در خانه یا خارج از مراکز اصلی اقتصادی فعالیت میکند، امروز میتواند محصول خود را به مخاطبانی فراتر از بازار محلی معرفی کند. این موضوع برای کسبوکارهای خانگی، مد، صنایع دستی و سایر فعالیتهای خلاق بسیار مهم است.

در واقع فناوری بخشی از نابرابری ناشی از فاصله جغرافیایی، نداشتن فروشگاه فیزیکی و محدود بودن شبکه توزیع را کاهش داده است. البته خود فناوری بهتنهایی عدالت اقتصادی ایجاد نمیکند؛ دسترسی به اینترنت، مهارت دیجیتال، آموزش، سرمایه و شبکه حرفهای همچنان تعیینکنندهاند. تجربه جهانی نیز نشان میدهد که زنان پس از ورود به اقتصاد دیجیتال، برای توسعه مقیاس کسبوکارشان و دسترسی به سرمایه و شبکههای حرفهای همچنان با موانع جدی مواجهاند.
چرا با وجود این فرصتها داستانهای موفقیت کارآفرینان زن انگشتشمار است؟ آیا صرفا داشتن بازار و زیرساخت برای موفقیت کافی است؟
نه! دقیقا مسئله این است که داشتن دسترسی به بازار با داشتن یک کسبوکار موفق یکی نیست. در سالهای گذشته، بخش مهمی از انرژی صرف این شد که به افراد یاد بدهیم چگونه در فضای آنلاین حضور پیدا کنند؛ اما مرحله بعدی، یادگیری چگونه کسبوکار خود را راهاندازی کنند.
ممکن است یک صفحه در شبکههای اجتماعی مخاطب زیادی داشته باشد و حتی فروش خوبی هم ایجاد کند، اما صاحب آن هنوز نداند مشتری واقعیاش کیست، چه جایگاهی در بازار دارد، چطور قیمتگذاری کند، چقدر سود میکند، چه میزان میتواند تولید کند یا چگونه میتواند مشتری را برای خرید دوباره حفظ کند.
به تجربه من، یکی از مهمترین شکافهای کسبوکارهای کوچک این است که رشد رسانهای آنها گاهی از رشد کسبوکاری آنها سریعتر اتفاق میافتد.
یک صفحه پرمخاطب الزاماً یک برند نساخته است و فروش بالا الزاماً به معنای سودآوری نیست.
مسئله بیشتر به سواد مالی و مهارتهای پایهای مدیریت کسبوکار مربوط است. بهنظرم ما هنوز در ابتدای راه هستیم اما قدمهای بزرگی برداشتهایم.
به مفهوم برند اشاره کردید؛ پشتوانه یک برند اعتماد است و با این نگاه اعتماد یک زیرساخت بهحساب میآید چالشهای اعتمادسازی در حوزه فروش آنلاین محصولات مد و پوشاک از نظر شما چیست و چه اقداماتی باید انجام شود؟
اعتماد برای همه کسبوکارهای آنلاین مهم است، اما در مد خلاق و فرهنگی اهمیت آن بیشتر میشود؛ چون بخشی از محصولات این حوزه بر مبنای طراحی، مهارت، دستساز بودن و هویت فرهنگی قیمتگذاری میشوند و ممکن است مشتری برای خرید آنها مبلغ قابل توجهی پرداخت کند.
در چنین شرایطی، مشتری باید بداند با چه کسبوکاری روبهروست، محصول دقیقاً چیست، چگونه پرداخت میکند، سفارش چگونه پیگیری میشود و در صورت بروز مشکل چه مسیری برای رسیدگی وجود دارد و بهطور کلی چه تجربهای از لحظه سفارش تا مصرف برای او رقم میخورد.به همین دلیل، من معتقدم برند، اعتماد انباشتهشده از تکرار تجربه موفق است.

شبکه اجتماعی میتواند در ساخت این اعتماد نقش بسیار مهمی داشته باشد، اما نباید تمام هویت و دارایی کسبوکار به یک صفحه وابسته باشد. کسبوکاری که قصد توسعه و رسمیت بیشتر دارد، باید بهتدریج درگاهها و زیرساختهای مستقل و رسمی متناسب با نوع فعالیت خود ایجاد کند. زنان به واسطه همدلی، صبوری و دقت و ریزبینی میتوانند شبکه مشتریان وفادار خود را بسازند اما لازمه آن مهارتهایی است که به آن اشاره کردم.
اگر فرض کنیم مخاطبی با خواندن این مصاحبه انگیزه لازم برای راهاندازی کسبوکار خود را پیدا کرده است آیا باید ازهمان ابتدا وبسایت و اینماد داشته باشند؟ چه توصیهای برای این دسته از مخاطبان دارید؟
من با نسخه یکسان برای همه کسبوکارها موافق نیستم. برای یک فعالیت بسیار کوچک، ایجاد وبسایت مستقل ممکن است در ابتدای مسیر ضرورت اقتصادی نداشته باشد. مهم این است که زیرساخت متناسب با مرحله رشد انتخاب شود و کسبوکار از همان ابتدا اصول شفافیت، پاسخگویی، پرداخت قابل پیگیری و هویت تجاری روشن را رعایت کند.با رشد کسبوکار، نیاز به زیرساخت مستقل، داده مشتری، وبسایت، کانالهای متنوع فروش و سازوکارهای رسمی نیز بیشتر میشود.بنابراین مسئله این است که کسبوکار برای مرحله بعدی رشد خود به چه زیرساختی نیاز دارد.
به نقطه خوبی رسیدیم؛ برگردیم به تصویر کلی؛ از نگاه شما، مهمترین فرصت ایران در این حوزه چیست؟
به نظر من، یکی از بزرگترین فرصتهای ایران در اقتصاد خلاق قرار دارد. پوشاک یک کالای چندوجهی است؛ با فرهنگی روبهرو هستیم که میتواند در طراحی، صنایع دستی، نقوش، تکنیکهای بومی، روایتهای ایرانی و خلاقیت معاصر ترجمه شود و ارزش اقتصادی پیدا کند.
مشکل اینجاست که بخش قابل توجهی از این ظرفیت هنوز پراکنده است و به بازارهای بزرگتر متصل نشده است.فناوری میتواند این زنجیره را کوتاه کند.
در شرایطی که دسترسی کسبوکارهای ایرانی به تبلیغات و توسعه بازار محدود است، شبکههای اجتماعی میتوانند برای صنایع خلاق نقش یک رسانه، ویترین و ابزار ارتباط با بازار را همزمان ایفا کنند.
اما برای تبدیل این ظرفیت فرهنگی به اقتصاد واقعی، خلاقیت بهتنهایی کافی نیست؛ باید با دانش کسبوکار، برند، بازار و فناوری همراه شود.
فرهنگ غنی ایران به علت تنوع بسیار زیاد نیازمند یک روایت منسجم و همراستا کردن این دارایی ارزشمند به فرصتهای ایجاد کسبوکار است. با نگاه فرهنگی و برگزاری رویدادهایی مانند جشنواره سیپال، باید تلاش کنیم تا از این گنجینه که اتفاقا جایگاه زن در آن بسیار ارجمند است به نفع صنعت پوشاک و نیاز جامعه بهره بگیریم.
به نظرم تا اینجا مسیر خوبی را طی کردیم برای جمعبندی میخواهم چشمانداز شما از سالهای پیش رو را بدانم؛ پیشبینی میکنید در پنج تا ده سال آینده ورود زنان به حوزه اقتصاد دیجیتال خصوصا در صنعت مد و پوشاک چه اندازه باشد؟
فکر میکنم حضور زنان در تجارت دیجیتال مد و پوشاک بیشتر خواهد شد، اما تغییر مهمتر در نوع بازی اتفاق میافتد.
شبکههای اجتماعی همچنان مهم خواهند بود، اما دیگر تنها نقطه تماس با بازار نیستند. در جهان، هوش مصنوعی بهسرعت وارد کشف محصول، جستوجوی خرید، توصیههای شخصیسازیشده، تولید محتوا و تصمیمگیری کسبوکارهای مد شده است. طبق گزارشات منتشر شده «وضعیت مد ۲۰۲۶» از شکلگیری «خریدار هوش مصنوعی» و نقش عاملهای هوشمند در آینده کشف و خرید محصولات صحبت میکند.

این یعنی مهارت مورد نیاز یک صاحب کسبوکار مد در آینده این است که او باید بتواند «داده» را بفهمد، مشتری را بشناسد، از ابزارهای هوشمند استفاده کند، برند خود را متمایز کند و تصمیمهای کسبوکاری بهتری بگیرد. قصهها، روایتها و داستانها و هرچیزی که پیرامون معنا قرار بگیرد، مزیت میسازند.
ایران در این حوزه یک مزیت مهم دارد؛ سرمایه فرهنگی و خلاقیت. اگر بتوانیم این سرمایه را به دانش کسبوکار و فناوری متصل کنیم، صنایع خلاق میتوانند از فعالیتهای پراکنده و خرد، به بخشی واقعی از اقتصاد تبدیل شوند.
امروز شاید ورود به بازار با یک صفحه شروع شود؛ اما آینده متعلق به کسانی است که بتوانند پشت آن صفحه، یک برند، یک کسبوکار و یک ارزش اقتصادی ماندگار بسازند.
تحریریه نقل حمل، بهناز ملکی
۲۸ مرداد ۱۴۰۵